هم خانواده ورزش
واژههای همخانواده برای «ورزش» عبارتند از: ورزشی، ورزشکار و ورزشگاه. به کلماتی که در سه حرف اصلی با یکدیگر مشترک باشند، همخانواده گفته میشود.
یادگیری کلمات همخانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و شما در دوران تحصیل خود با آنها سر و کار خواهید داشت. در ادامه، برای این که بهتر با مفهوم واژهٔ ورزش آشنا شوید، معادلهای آن را نیز بیان میکنیم.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.
معادلهای کلمهٔ ورزش شامل این موارد است: اسبسواری، پرش، پیادهروی، دویدن، شنا، تمرین، بازی، نرمش، بسکتبال، هندبال، کشتی، فوتبال، ممارست و والیبال. این کلمات هممعنی ورزش هستند و میتوانید از آنها به جای یکدیگر استفاده کنید.
اکنون که با همخانواده و مترادفهای واژهٔ ورزش آشنا شدید، بد نیست نگاهی به فرهنگهای مختلف فارسی بیندازیم و معانی گوناگون این کلمه را مقایسه کنیم.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.
در لغتنامهٔ دهخدا، واژهٔ ورزش به معنی کار پیاپی و نامرتب، شغل، تمرین، کار کردن، پیشه، ورزیدن، عمل، انجام حرکات بدنی برای تقویت عضلات، اجرای مرتب تمرینات بدنی برای تکمیل قوای جسمی و روحی، محنت، حرفه و عمل کردن آمده است.
در فرهنگ عمید، این واژه به معنای تکرار پیدرپی یک کار برای تمرین و عادت، کار پیاپی، حرکت دادن اعضای بدن برای تقویت اعصاب و عضلات، و هرگونه عمل یا حرکتی که برای تقویت بدن و حفظ تندرستی، به تنهایی یا گروهی انجام میشود، تعریف شده است.
در فرهنگ معین نیز تمرین، انجام حرکات بدنی برای تقویت عضلات و کار پیاپی و نامرتب، به عنوان معنی واژهٔ ورزش ذکر شده است.
بیشتر بخوانید:
همخانوادهٔ کلمهٔ گرفته
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را مطالعه کنید.