هم خانواده پیر
کلمههای همخانواده «پیر» عبارتند از: پیرو، پیروز، پیرمرد، پیرامون، پیرایش، پیراهن و پیراستن. برای پیدا کردن کلمات همخانواده، باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. این کلمات معمولاً در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند. در مورد کلمات فارسی، کلماتی که بن ماضی یا بن مضارع یکسانی دارند، همخانواده محسوب میشوند. در ادامه، برای درک بهتر معنی «پیر»، مترادفهای آن را نیز بررسی میکنیم و سپس به سراغ تعریف آن در لغتنامههای معروف فارسی میرویم.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.
مترادفهای کلمه پیر عبارتند از: پیشوا، جاافتاده، سالخورده، مسن، سالمند، کهنسال، فرتوت، مرشد، قدیس و شیخ. همانطور که احتمالاً حدس میزنید، متضاد این کلمه، واژههایی مانند جوان و برنا است.
پس از آشنایی با مترادف و متضادهای پیر، خوب است که معانی مختلف آن را در فرهنگهای لغت فارسی ببینیم. در لغتنامه عمید، برای واژه «پیر» معانی گوناگونی ذکر شده است؛ از جمله: سالخورده، کهنسال، مرشد، رهبر، راهنمای تصوف، انسان کامل، و کسی که موهایش سفید و سیاه باشد. همچنین در گذشته به مدیر خرابات نیز «پیر» گفته میشد.
اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.
در فرهنگ معین و لغتنامه دهخدا نیز این کلمه به معانی دیگری مانند دانا، خردمند، مراد، و در متون قدیمی به معنای کسی که رنج فراوان دیده یا دیگری را آزار داده، به کار رفته است.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه امتحان
همخانواده کلمه تقویت