هم خانواده کار
کلماتی مانند کارگر، کاری، کارآمد، کارایی و کارمند، همخانوادهٔ واژهٔ «کار» هستند. این واژهها از یک ریشه مشتق شدهاند و از نظر معنایی به هم نزدیک میباشند. شما میتوانید با استفاده از این کلمات در جملهنویسی و انشا، نوشتههای خود را روانتر و زیباتر کنید.
در ادامه برای آشنایی بیشتر با معنای این واژه، به بررسی مترادفها و معانی آن در فرهنگهای لغت فارسی میپردازیم. با ما همراه باشید.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه مراجعه کنید.
یکی از آسانترین راهها برای تقویت زبان فارسی و افزایش دایرهٔ واژگان، یادگیری کلمات هممعنی و همخانواده است. با این کار میتوانید انشاهای روانتر و خلاقانهتری بنویسید و نمرات بهتری کسب کنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.
اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.
مترادفهای واژهٔ «کار» عبارتاند از:
مشغله، نقش، وظیفه، منصب، عمل، فعل، پیشه، حرفه، شغل، کسب، موضوع، اثر، هنر جنگ، کارزار، مسئله، کشتوکار، کردار، امر، ماجرا، ساخت، مرگ، اتفاق، پیشامد، حادثه، ماوقع، کاسبی، صناعت، تقدیر و سرنوشت.
این کلمات هممعنی واژهٔ «کار» هستند و شما میتوانید در جملهنویسی از آنها بهعنوان جایگزین استفاده کنید.
اکنون که با مترادفها و همخانوادههای واژهٔ «کار» آشنا شدید، خوب است با معانی این واژه در فرهنگهای فارسی نیز آشنا شوید.
پیشه، شغل، هنر، مسئولیت، ممارست، وظیفه، گرفتاری، دشواری، حادثه، پیشامد، وضعیت، صنعت و معامله، معانیای هستند که برای واژهٔ «کار» بیان شدهاند.
بیشتر بخوانید:
همخانوادهٔ کلمهٔ صاف
همخانوادهٔ کلمهٔ کثیف
همخانوادهٔ کلمهٔ کوچک
همخانوادهٔ کلمهٔ گویا
۲.۸/۵ – (۲۰ امتیاز)