هم خانواده کلمه کاسب
کلماتی مانند «کسب» و «کسبه» همخانوادهٔ واژهٔ «کاسب» هستند و ریشهٔ یکسانی دارند. کاسب در زبان فارسی به کسی گفته میشود که از راه خرید و فروش کالا درآمد کسب میکند.
توصیه میکنیم این مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه سر بزنید.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.
یکی از آسانترین راهها برای تقویت زبان فارسی و افزایش دایرهٔ واژگان، یادگیری کلمات هممعنی و همخانواده است. با این کار میتوانید متنهای روانتر و جذابتری بنویسید و در درس انشاء نمرهٔ بهتری بگیرید.
واژههای مترادف کاسب عبارتاند از: بازاری، بازرگان، پیشهور، سوداگر، معاملهگر و حسابگر. شما میتوانید از این کلمات بهجای کلمهٔ کاسب استفاده کنید.
حالا که با همخانواده و مترادفهای کاسب آشنا شدید، خوب است بدانید معادل فارسی این کلمه، سوداگر، پیشهور و فروشنده است. همچنین متضاد کاسب، «بیکار» میباشد.
در پایان برای روشنتر شدن معنای واژهٔ کاسب، نگاهی به فرهنگهای معتبر فارسی میاندازیم. در لغتنامهٔ معین، کاسب به معنی بازاری، سوداگری و جمع کسبه آمده است. در فرهنگ عمید نیز کاسب به فردی گفته میشود که صاحب مغازه است و کالا میفروشد.
بیشتر بخوانید:
همخانوادهٔ کلمهٔ ارزش