همان طور که میدانید، ضربالمثلها در زبان فارسی نقش مهمی دارند و یکی از آنها این است: «آب رفته به جوی بازنمیگردد». این جمله به موقعیتهایی اشاره دارد که اتفاقی افتاده و دیگر نمیتوان آن را به حالت اول برگرداند. درست مانند آبی که از رودخانه گذشته و رفته است؛ هرچقدر هم تلاش کنی، نمیتوانی آن را بازگردانی.
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” گاو پیشونی سفید “ ادامه دهید.
این ضربالمثل معمولاً در مورد فرصتهای از دست رفته، کارهای انجام شده یا حرفهای گفتهشده به کار میرود. وقتی کاری انجام شدنی است و ما آن را انجام نمیدهیم، یا وقتی سخنی را میگوییم که دیگر نمیتوانیم آن را پس بگیریم، این مثل را به یاد میآوریم. در واقع، این جمله به ما یادآوری میکند که در تصمیمگیریهای خود دقت کنیم، چون ممکن است نتیجه کارها غیرقابل برگشت باشد.
صائب تبریزی، شاعر بزرگ ایرانی، نیز در شعری به این مفهوم اشاره کرده است:
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” توی هول ولا ماندن “ ادامه دهید.
مقاله معنی ضرب المثل ” ارث پدرش را خواستن “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
هرگز آبی که گذشت از جوی بازنیاید
هرگز اندوه گذشته را نباید خورد
در این شعر، صائب همان مفهوم را به زیبایی بیان میکند: زمانی که آب از جوی میگذرد، دیگر بازنمیگردد و ما هم نباید برای اتفاقاتی که گذشته و تمام شده، غصه بخوریم. در واقع، این شعر به ما میآموزد که باید به آینده نگاه کنیم و در زمان حال زندگی کنیم، نه این که در گذشته بمانیم و حسرت بخوریم.

در این نوشته، به بررسی مفهوم یک ضربالمثل کهن ایرانی و بیتهایی از شاعر بزرگ، صائب تبریزی، میپردازیم. در ادامه، با ما همراه باشید.
آب رفته به جو بر نمی گردد یعنی چه؟
۱. این ضربالمثل به از دست دادن فرصتها اشاره میکند؛ یعنی اگر موقعیتی از دست برود یا کاری برخلاف میل ما پیش برود، با ناراحتی و پشیمانی نمیتوان آن را به حالت اول بازگرداند.
مثل وقتی که سنگی پرتاب میشود و شیشهای را میشکند. هرچقدر هم فرد تلاش کند، نمیتواند سنگ را به جای قبلیاش برگرداند.
۲. همچنین از این ضربالمثل زمانی استفاده میشود که کسی حیثیت و آبروی دیگری را بر باد داده و بعد پشیمان شده و میخواهد جبران کند. در چنین مواقعی، کسی که آبرویش رفته است با این جمله میگوید: هر چقدر هم تلاش کنی، حرفهایی که زدی و آسیبی که زدی، پاک نمیشود.
۳. صائب تبریزی در یکی از شعرهایش به مردم توصیه میکند که مراقب آبروی خود باشند و هرگز کاری نکنند که حیثیتشان از بین برود:
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” کار از کار گذشتن “ سری سر بزنید.
> درحفظ آبرو ز گهر باش سخت تر
> کاین آب رفته باز نیاید به جوی خویش
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” گل بود به سبزه نیز آراسته شد “ پیدا کنید.
یعنی در نگهداری از آبرویت بیشتر از گوهرهای ارزشمند تلاش کن، چون آبرو مانند آبی است که اگر از جوی برود، دیگر بازنمیگردد. به عبارت دیگر، وقتی آبروی کسی ریخته شد، دیگر نمیتوان آن را مانند گذشته بازگرداند.
شعر کامل
در میان مردم، آبروی خود را از دست دادم و خوار شدم. حتی در مهمانیها و جمعهای دوستانه، کسی به من توجهی نکرد و احترامی قائل نشد.
در نگهداری آبرو، باید از نگهداشتن گوهر هم سختگیرتر باشی، چون آبی که از جویبار برود، هرگز به آن بازنمیگردد.
کسی که از آرزوهایش بگذرد و فروتنی پیشه کند، آنقدر مورد احترام قرار میگیرد که گویی خاک زیر پای مردم، آرزویش برآورده میشود.
از بهار زندگیام هیچ وفایی ندیدم. مانند گلی که تنها میماند، شاید باید مانند گلاب، رنگ و بوی خودم را حفظ کنم و به خودم متکی باشم.
در کشمکش با روزگار پست و ناجور، میترسم که آسمان هم با من به دشمنی برخیزد و مرا آزار دهد.
همیشه از گفتوگو دربارهٔ حق، رنج میبرم و آزار میبینم. مانند عنبر سارا ماندهام که در بوی خودش درمانده است و کسی از او استفاده نمیکند.
صائب، دیگران مرا در دنیای خودم به رسمیت نمیشناسند، با این که مدام در پی یافتن خویشتن در میان مردم هستم.
ضربالمثلهای فارسی با آب