داستان این کتاب به پایان رسید، ولی روایت هنوز ادامه دارد *** اگر صد کتاب هم بنویسی، نمیتوانی حال و هوای یک عاشق را به طور کامل بیان کنی 📖

در این نوشته، به مفهوم و توضیح کوتاهی از یک ضربالمثل کهن ایرانی از سعدی شیرازی میپردازیم. این ضربالمثل از بخش غزلیات دیوان او برگزیده شده است. در ادامه با ما همراه باشید.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” به رگ غیرتش برخورده است “ را مطالعه کنید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” یه تختش کمه “ مراجعه کنید.
میتوان از معانی ارائه شده، به عنوان بسط و توضیح بیشتر برای این ضربالمثل نیز استفاده کرد.
معانی و مفهوم به پایان آمد این دفتر حكایت همچنان باقیست
حرفهای ناگفته بسیار است، ولی وقتِ گفتن، کوتاه.
داستان ما آنقدر طولانی و پر از جزئیات است که در این کتاب جا نمیشود.
این کتاب به پایان رسید، هرچند میتوانست شامل مباحث و نکات بیشتری باشد. به بیان دیگر، حرفهای ناگفته فراوان بود، اما زمان کافی در اختیار نبود.
معنای دیگر این ضربالمثل این است که زندگی کوتاه است و داستانهای شاعر ناتمام میماند.
| ایموجی این ضرب المثل | ❌📖📔♾ |
شعر به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست
این شعر، یکی از غزلهای زیبای سعدی شیرازی است:
به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی
به صد دفتر نشاید گفت حسبالحال مشتاقی
کِتابٌ بالِغٌ مِنّی حَبیباً مُعْرِضاً عَنّی
إِنِ افْعَلْ ما تَری إِنّي عَلی عَهْدی وَ میثاقی
میگویم که با نزدیکان درگاهت پیوندی دارم
اما خود را با تظاهر و فریب به تو میبندم
أَخِلّائی وَ أَحْبابی ذَروا مِنْ حُبِّهِ مابی
مَریضُ العِشْقِ لا یَبْری وَ لا یَشْکو إِلَی الرّاقی
نشان عاشق واقعی این است که شب و روزش یکی میشود
اگر خواب تو را فرا میگیرد، پس تو از درد عشق بیخبری
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” دیگی که واسه من نجوشه “.
قُمِ امْلَأْ وَ اسْقِنی کَأْساً وَ دَعْ ما فیهِ مَسْموماً
أَما أَنْتَ الَّذی تَسْقی فَعَیْنُ السَّمِّ تَرْیاقی
وقتی جام در میان بیداران مجلس میگردد
مرا رها کن تا چشمهای حیرانم به ساقی دوخته بماند
سَعی فی هَتْکیَ الشّانی وَ لَمّا یَدْرِ ما شانی
أَنَا المَجْنونُ لا أَعْبا بِإِحْراقٍ وَ إِغْراقی
آیا خورشید آسمان است این وجود با آن دیدار فرخنده؟
آیا فرشتهای است این موجود با اخلاق پاکیزه؟
لَقیتُ الْأُسْدَ فِی الغاباتِ لا تَقْوی عَلی صیدی
وَ هَذَا الظَّبْیُ فی شیرازَ یسبینی بِأَحْداقی
نه سخنم پایانی دارد و نه سعدی را انتهاست
همانگونه که تشنهلب در کنار دریا میمیرد و دریا همچنان پابرجاست