معنی ضرب المثل ” خر ما از کرگی دم نداشت “

معنی خر ما از کرگی دم نداشت

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

این ضرب‌المثل برای کسانی به کار می‌رود که در انجام کاری یا داشتن ویژگی‌ای، کمبود و نقصی واضح دارند، اما خودشان از آن بی‌خبرند و حتی گاهی دیگران را به داشتن همان عیب سرزنش می‌کنند.

داستان پشت این مثل این است: مردی الاغی داشت که از ناحیه گوش ناشنوا بود و در واقع کر بود. یک روز این مرد مهمانی داشت. از قضا، دم الاغ در اثر حادثه‌ای از بین رفته بود. وقتی مهمانان آمدند، مرد برای پنهان کردن این نقیصه، شروع کرد به بدگویی از حیوان و گفت: “الاغ من از کرگی اش هیچ صدایی را نمی‌شنود!”

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” جوینده، یابنده است ” + داستان بیابید.

او با گفتن این جمله می‌خواست توجه مهمانان را از دم نداشتن حیوان (که عیب بزرگ‌تری بود) منحرف کند و به عیب کوچک‌تر (کر بودن) جلب کند. غافل از اینکه هر دو عیب آشکار بودند.

پس این مثل به افرادی اشاره دارد که خودشان عیب بزرگی دارند، اما آن را نمی‌بینند و در عوض، روی نقص کوچک‌ دیگران دست می‌گذارند یا خود را به ندیدن عیب بزرگشان می‌زنند.

معنی خر ما از کرگی دم نداشت

در این نوشته، می‌خواهیم معنی، پیشینه و مفهوم بنیادی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

معنی خر ما از کرگی دم نداشت چیست؟

۱- انگار از همان روز اولی که به دنیا آمدیم، بخت و اقبال یارمان نبوده و درگیر مشکلات دیگران شده‌ایم!
۲- وقتی کسی ناچار می‌شود به خاطر شرایط پیش آمده، از حق خود بگذرد، این ضرب‌المثل را به زبان می‌آورد. یعنی مجبورم سکوت کنم تا بحث تمام شود.
۳- اگر کسی در دادگاه قاضی ناعادلانه رفتار کند و به او ستم شود و نتواند از خود دفاع کند، این مثل را بیان می‌کند.
۴- مثلاً وقتی کسی به دیگری پول قرض می‌دهد، اما طرف مقابل دروغ می‌گوید که هیچ پولی از او نگرفته است. وقتی نزد قاضی می‌روند و قرض‌دهنده هیچ مدرک یا شاهدى پیدا نمی‌کند تا حقش را بگیرد، می‌گوید: انگار از اول هم شانسی نداشتیم! هر کاری کنیم، فایده‌ای ندارد!
۵- گاهی این ضرب‌المثل زمانی به کار می‌رود که کسی بسیار به دیگران محبت کرده، اما آن‌ها با ناسپاسی جواب محبتش را داده‌اند. در واقع کسی که بارها به دیگران خوبی کرده، اما هر بار از مهربانی‌اش سوءاستفاده شده، این جمله را به کار می‌برد.
۶- یعنی ما بدشانس هستیم و هر کاری کنیم، نتیجه‌ی خوبی نمی‌گیریم!

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” هر کسی را بهر کاری ساختند ” + داستان و شعر بیابید.

ریشه و داستان ضرب المثل

مردی از یک محله رد می‌شد. دید خرِ یک نفر در گِل گیر کرده و صاحبش از بیرون کشیدنش خسته شده. مرد برای کمک، دم خر را گرفت و محکم کشید. اما دم خر کنده شد و از بدنش جدا گردید.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” شیری یا روباه ؟ “ را بخوانید.

صاحب خر شروع به داد و فریاد کرد و گفت: “خسارت را باید بپردازی!” مرد برای فرار به یک کوچه دوید، اما کوچه بن‌بست بود. پس خودش را به داخل یک خانه انداخت. در آن خانه زنی باردار کنار حوض نشسته بود و مشغول شستن چیزی بود. از سر و صدا و هیاهو ترسید و بچه‌اش سقط شد.

اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” از کوزه همان برون تراود که در اوست ” + داستان و انشا به شما کمک خواهد کرد.

صاحب خانه هم به کمک صاحب خر آمد. مرد فراری به پشت بام خانه رفت. راه فراری نداشت، بنابراین از پشت بام به کوچه‌ای دیگر پرید. در آن کوچه پزشکی زندگی می‌کرد و جوانی، پدر بیمارش را در سایه‌ی دیوار خوابانده بود. مرد دقیقاً روی آن پیرمرد بیمار افتاد و او درجا جان داد.

پسر جوان به همراه صاحب خانه و صاحب خر به دنبال مرد دویدند. مرد، در حال فرار، در ابتدای کوچه‌ای با یک فرد یهودی برخورد کرد و او را به زمین زد. یک تکه چوب داخل چشم یهودی رفت و چشمش نابینا شد. او هم با حالی نزار و خونآلود به جمع تعقیب‌کنندگان پیوست.

مرد فراری، از این همه ماجرا خسته شده بود، خودش را به خانه قاضی رساند و پناه خواست. در آن زمان قاضی با یک زن شاکی تنها بود. وقتی قاضی فهمید رازش فاش شده، برای جلوگیری از رسوایی، تصمیم گرفت از مرد طرفداری کند. وقتی داستان مرد را شنید، همه شاکیان را به داخل اتاق خواست.

اول از مرد یهودی پرسید. یهودی گفت: “این مرد مسلمان یک چشم مرا کور کرده و من تقاضای قصاص دارم.” قاضی گفت: “دیه‌ی مسلمان از یهودی نصف است. پس باید چشم دیگرت را هم نابینا کند تا بتوان یک چشم کامل از او گرفت!”

وقتی یهودی فهمید سودی نمی‌برد، از شکایتش منصرف شد و به پرداخت پنجاه دینار جریمه محکوم گردید.
بعد نوبت به جوانی رسید که پدرش مرده بود. گفت: “این مرد از پشت بام روی پدر بیمار من افتاد و او را کشت. من تقاضای قصاص دارم.” قاضی گفت: “پدرت بیمار بود و ارزش جان یک بیمار نصف یک فرد سالم است. حکم عادلانه این است که پدر این مرد را زیر همان دیوار بخوابانی و تو از بالا روی او بیفتی تا نصف جانش را بگیری!”

جوان صلاح دید کوتاه بیاید، اما به خاطر شکایت بی‌جا، به پرداخت سی دینار جریمه محکوم شد.
نوبت به شوهر آن زنی رسید که بچه‌اش سقط شده بود. او گفت: “قصاص وقتی جایز است که راه جبرانی نباشد. حالا بهترین جبران این است که این مرد، همسر مرا به عقد خود درآورد تا بچه از دست رفته جبران شود. تو هم برای طلاق دادنش آماده باش!”
شوهر زن فریاد می‌زد و با قاضی بحث می‌کرد که ناگهان صاحب خر از جا بلند شد و به سمت در دوید.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” شتر در خواب بیند پنبه دانه “.

مقاله معنی ضرب المثل ” آدم ترسو هزار بار می میرد ” + داستان منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

قاضی فریاد زد: “هی! بایست! نوبت تو است.”
صاحب خر در حال دویدن فریاد زد: “من دیگر شکایتی ندارم! می‌روم مردانی را بیاورم که شهادت می‌دهند خر ما از اول اصلاً دم نداشت!…”

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *