متن بازنویسی شده:
گاهی در زندگی کارهایی انجام میدهیم که بعداً باعث پشیمانی میشوند. این ضربالمثل در مورد کسی به کار میرود که با تصمیمگیری نادرست یا رفتار اشتباه، برای خودش مشکل ایجاد کرده و حالا نمیتواند از شر آن خلاص شود.
مثل کسی که با حرف بیدلیل یا عمل ناشایست، آتشی به پا کرده و حالا نمیداند چگونه آن را خاموش کند. در این شرایط، دیگر کار از کار گذشته و چارهای ندارد جز اینکه نتیجه اعمالش را بپذیرد.
این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که قبل از انجام هر کاری، خوب فکر کنیم و عواقب آن را در نظر بگیریم. زیرا پس از انجام کار اشتباه، راه برگشتی وجود ندارد و باید تاوان آن را بپردازیم.

در این نوشته، داستان و مفهوم ضربالمثل ایرانی «خود کرده را تدبیر نیست» را بررسی میکنیم. با ما همراه باشید تا این مثل قدیمی را بهتر بشناسید.
توصیه میکنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” سری که درد نمی کنه دستمال نمی بندند “ را حتماً بخوانید.
معنی ضرب المثل خود کرده را تدبیر نیست
هر کس که با دست خودش برای خود مشکل و دردسر درست کند، تنها خودش است که باید پاسخگو باشد.
وقتی فردی با رفتار و انتخابهای نادرست، زندگی را به کام خود تلخ میکند، دیگران به او میگویند: «خود کرده را تدبیر نیست.» این یعنی تمام این سختیها را خودت برای خودت خریدهای و هیچکس جز تو مقصر نیست.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” سر و گوش آب دادن “ مراجعه کنید.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” داغ شکم از داغ عزیزان کمتر نیست “ را بخوانید.
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو “ ادامه دهید.
این جمله معمولاً در مورد افرادی به کار میرود که به دلیل نادانی و اشتباهات مکرر، دائماً درگیر مصیبتهای مختلف میشوند.
گسترش ضرب المثل خود کرده را تدبیر نیست با طرح یک داستان
در یک پرواز، یکی از مسافران به همسایه کناری خود پیشنهاد کرد: “بیا با هم یک بازی انجام دهیم.” مسافر دوم مودبانه قبول نکرد و سرش را به سمت پنجره هواپیما برگرداند.
توصیه میشود به مطالعه مقاله ضرب المثل با ایموجی ها همراه جواب + حدس کلمه ادامه دهید.
مسافر اول دوباره گفت: “قاعده بازی اینطوره: اول من از شما یک سوال میپرسم. اگر جواب را ندانستید، ۵ دلار به من میدهید. بعد نوبت شماست که از من بپرسید؛ اگر من نتوانستم جواب دهم، ۵ دلار به شما پرداخت میکنم.” اما مسافر دوم باز هم معذرت خواست، پتو را روی خود کشید و چشمانش را بست.
چند دقیقه بعد، مسافر اول ایده جدیدی داد و گفت: “باشه، قاعده را عوض میکنم: اگر شما جواب سوال من را ندانستید، ۵ دلار به من میدهید؛ اما اگر من جواب شما را ندانستم، ۵۰ دلار به شما پرداخت میکنم.” این بار مسافر دوم قبول کرد.
مسافر اول پرسید: “فاصله زمین تا ماه چقدر است؟” مسافر دوم بدون جواب دادن، ۵ دلار از جیبش درآورد و به او داد. حالا نوبت او بود که سوال بپرسد. پرسید: “چه موجودی است که وقتی از تپه بالا میرود سه پا دارد، و وقتی پایین میآید چهار پا؟”
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” خودش می برد خودش می دوزد “ سری سر بزنید.
مسافر اول مدتی فکر کرد. بعد لپتاپش را روشن کرد و در اینترنت جستجو کرد، اما پاسخی پیدا نکرد. سپس به پایگاههای علمی دانشگاهها سر زد، اما باز هم به نتیجه نرسید. بعد برای چند دوستش ایمیل فرستاد و با چند نفر چت کرد، اما هیچکس جواب را نمیدانست.
بعد از سه ساعت، مسافر دوم را از خواب بیدار کرد و ۵۰ دلار به او پرداخت. مسافر دوم پول را گرفت، تشکر کرد و دوباره خواست بخوابد. مسافر اول پرسید: “خب، جواب سوال تو چه بود؟” مسافر دوم بدون حرف زدن، دست در جیبش کرد، ۵ دلار به او برگرداند و خوابید!
هر کی خربزه بخوره پای لرزش میشینه.