این ضربالمثل برای افرادی به کار میرود که بدون داشتن تجربه و دانش کافی، خود را صاحب نظر و کاربلد نشان میدهند. این مثل اشاره به کسی دارد که هنوز مراحل اولیه یادگیری و رشد را به پایان نرسانده، اما چنان ادای افراد باتجربه و ماهر را درمیآورد که گویی سالهاست در آن زمینه فعالیت دارد.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” گورم کجا بود که کفنم باشه “.
در واقع، این بیان تصویری از کسی است که “هنوز غوره نشده، اما ادای مویز بودن را درمیآورد”. این شخص سعی دارد با تکبر و خودستایی، کمبودهایش را بپوشاند و دیگران را تحت تأثیر قرار دهد.
این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که برای رسیدن به مهارت واقعی، باید صبور بود و مراحل طبیعی رشد و یادگیری را با حوصله و فروتنی طی کرد، نه اینکه با عجله بخواهیم از نابالغی به پختگی برسیم.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” صابونش به جامه ی کسی خوردن “.

در این نوشته، میخواهیم معنی، پیشینه و مفهوم اصلی این ضربالمثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. با ما همراه باشید.
معنی غوره نشده مویز شده چیست؟
1- این جمله به افرادی گفته میشود که انتظار دارند قبل از پشت سر گذاشتن مشکلات، به موفقیت برسند. در واقع به کسانی اشاره دارد که میخواهند راههای طولانی را در زمانی بسیار کوتاه طی کنند، بدون اینکه بدانند باید تواناییهای خود را تقویت کنند و از دشواریها به عنوان پلی برای رسیدن به هدف استفاده نمایند.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” مگه شهر هرته “ مراجعه کنید.
2- به این معناست که انسان باید经历های زیادی را پشت سر بگذارد تا کمتجربگی و ناپختگی او از بین برود.
3- گاهی این ضربالمثل را در مورد جوانانی به کار میبرند که هنوز پختگی لازم را ندارند، اما ادعاهای بزرگی دارند.
ریشه و داستان ضرب المثل
روایت شده که روزی ملکالشعرای بهار، شاعر نامدار، در جمعی حضور داشت. حاضران برای امتحان کردن مهارت او، چهار کلمه انتخاب کردند و خواستند که با آنها یک رباعی بسراید.
کلمههای انتخاب شده اینها بودند: خروس، انگور، درفش و سنگ.
بهار بلافاصله گفت:
برخاســـت خروس صبح برخیز ای دوست
خون دل انگور فکن در رگ و پوسـت
عشق من و تو صحبت مشت است و درفش
جور دل تو صحبت سنگ است و سبوست
جوان کمتجربهای که در آن مجلس بود، گفت: این کلمات از قبل انتخاب شده بودند، قبول نیست! اگر راست میگویید، اجازه دهید من چهار کلمه انتخاب کنم و شما با آنها یک رباعی بگویید.
سپس این چهار کلمه را انتخاب کرد: آئینه، اره، کفش و غوره.
بیشک آوردن این کلمات نامرتبط در یک رباعی کار آسانی نبود، اما ملکالشعرا اینگونه سرود:
چون آینه نور خیز گشـتی احسنت
چون اره به خلق تیـز گشتی احسنت
در کفش ادیبان جهان کردی پای
غوره نشده مویز گشتی احسنــت
پیشنهادی: آشنایی با ضربالمثل «گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی»
اختصاصی – یافتو