معنی کلمه Crummy به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of crummy word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

ترجمه کلمه Crummy به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه “Crummy” برای توصیف چیزها یا شرایطی به کار می‌رود که خوب نیستند و کیفیت پایینی دارند. این کلمه تقریباً همان معنای “بد” را می‌دهد. “Crummy” در گفتگوهای روزمره بسیار رایج است، ولی بعید است آن را در کتاب‌های درسی انگلیسی مدرسه ببینید.

امروز هوا اصلاً خوب نیست؛ هم سرد است و هم باران می‌بارد.
بچه‌ها در مهمانی اوقات خوبی نداشتند.
لوسیندا از اینکه شغلش را ترک کرد پشیمان نبود، چون رئیسش رفتار مناسبی نداشت و حقوقش هم کم بود.
قطع کردن رابطه با دوست‌پسرش از طریق تلفن، کار درستی نبود.
حالم خوب نیست: سردرد دارم و بینیم هم گرفته است.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *