معنی کلمه Effort به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of effort word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

ترجمه کلمه Effort به فارسی با مثالهای کاربردی

کسی که با پشتکار کار می‌کند، در حال «تلاش» است. کلمه «تلاش» یک اسم است و معمولاً وقتی به کار می‌رود که فردی می‌کوشد تا در کاری به موفقیت برسد.

تامی تلاش کرد تا تکلیفش را به بهترین شکل انجام دهد.
برای نجات ساختمان از خرابی، کوشش زیادی شد.
برای بهتر کردن کیفیت هوای شهرمان، اقداماتی انجام شده است. (این جمله به صورت مجهول بیان شده است.)
تلاش‌های شاگردانم برای پیشرفت در زبان انگلیسی، در پایان به نتیجه می‌رسد.

 

برای ساختن صفت effortless «بی‌زحمت»، پسوند less را به effort اضافه کنید. از این کلمه برای توصیف کاری استفاده می‌شود که آسان است یا آسان به نظر می‌رسد. همچنین وقتی به کار می‌رود که کسی برای انجام کاری، زحمت زیادی متحمل نمی‌شود.

تماشاگران از اجرای بی‌زحمت و راحت خوششان نیامد. حتی یکی از بازیگران بعضی از دیالوگ‌هایش را فراموش کرد.
نوازندگی پیانوی او خیلی راحت و روان به نظر می‌رسد، اما در واقع او وقت زیادی برای تمرین صرف می‌کند.
یادگیری زبان جدید، یک کار کاملاً بی‌زحمت نیست و به کوشش نیاز دارد.
جان همهٔ کارهایش را به راحتی و بدون هیچ زحمتی تمام کرد. (در این جمله از «effortlessly» به عنوان قید استفاده شده است.)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
 

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *