معنی کلمه Grease به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of grease word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

ترجمه کلمه Grease به فارسی با مثالهای کاربردی

ما معمولاً وقتی می‌خواهیم به وجود یک ماده لیز و روغنی، مخصوصاً در غذا اشاره کنیم، از کلماتی مثل “چربی” یا “چرب” استفاده می‌کنیم:

فست فودها معمولاً مقدار زیادی چربی دارند.
مرغ سرخ‌کرده معمولاً حالت چربی دارد.

 
کلمه “چرب” یک صفت است:

خوردن مقدار زیادی غذای چرب توصیه نمی‌شود، چون این غذاها حاوی چربی‌های ناسالم زیادی هستند.
پیتزایی دیشب خوردیم خوشمزه بود، اما کمی روغنی و چرب بود.
تام غذاهای چرب مثل همبرگر و سیب‌زمینی سرخ‌کرده را دوست دارد.
آشپزخانهٔ آن رستوران کوچک به خاطر سرخ‌کردن‌های زیاد، کاملاً چرب شده است. (Diner به رستوران کوچکی گفته می‌شود که معمولاً غذاهای سریع سرو می‌کند.)

 
گریس هم یک مادهٔ روان‌کننده است که اصطکاک بین قطعات متحرک ماشین‌آلات را کم می‌کند.

دست یک مکانیک موقع کار کردن با ماشین، معمولاً زیاد با گریس کثیف می‌شود.
با اضافه کردن کمی گریس، چرخ دیگر صدا نمی‌دهد.
می‌گویند: “چرخی که صدا بدهد، گریس می‌خورد.” (این یک ضرب‌المثل است و معنی‌اش این است که اگر کسی از مشکلی شکایت کند یا توجه دیگران را به آن جلب کند، احتمال رسیدگی به مشکلش بیشتر است.)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *