معنی کلمه Have به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of have word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

ترجمه کلمه Have به فارسی با مثالهای کاربردی

فعل “have” از پایه‌ای‌ترین و پرکاربردترین کلمات در زبان انگلیسی به شمار می‌رود. این فعل هم می‌تواند به عنوان یک کلمه اصلی در جمله به کار رود و هم نقش کمکی داشته باشد. “have” در ساختارهای گوناگون زمانی کاربرد دارد و گاهی نیز در عبارات و اصطلاحات روزمره دیده می‌شود. در ادامه، نمونه‌هایی از شیوه‌های مختلف استفاده از این فعل را مشاهده می‌کنید.

**به عنوان فعل اصلی**

I have a big appetite.
Do you have anything to eat?
What are you having for dinner?
How much time do you have?
Aimee has a stomach ache.
We had a good time last night.
The Nelsons have three cars in their driveway.
What kind of furniture does Jenny have in her apartment?
Charles has on a red shirt and jeans today.
Yolanda had a great job until she lost it.

من اشتهای زیادی دارم.
چیزی برای خوردن داری؟
شام چی میخوری؟
چقدر وقت دارید؟
ایمی معده درد دارد.
دیشب بهمون خوش گذشت
نلسون ها سه ماشین در مسیر خود دارند.
جنی چه نوع مبلمانی در آپارتمان خود دارد؟
چارلز امروز پیراهن قرمز و شلوار جین به تن دارد.
یولاندا کار بزرگی داشت تا اینکه آن را از دست داد.

 

به عنوان یک فعل کمکی

فعل “have” در زبان انگلیسی نقش مهمی در ساخت زمان‌های کامل دارد:

چند وقته که تو آمریکا زندگی می‌کنی؟ (زمان حال کامل)
تا قبل از اینکه تو برام تعریف کنی، هیچ‌وقت درباره این موضوع نشنیده بودم. (زمان گذشته کامل)
تا همین موقع سال دیگه، بیست ساله که تو شغلم مشغولم. (زمان آینده کامل)
متوجه شدم / گرفتمش.

 

به عنوان مصدر: داشتن

برای شام چه غذایی دوست داری؟
تام علاقه دارد چند نفر از دوستانش را به یک دورهمی دعوت کند.
ما به وقت بیشتری نیاز داریم تا بتوانیم این کار را تمام کنیم.

به عنوان یک جروند: داشتن

بچه‌دار شدن یکی از زیباترین و عمیق‌ترین شادی‌های زندگی به شمار می‌رود.
آنها همیشه از این که کسی به دیدنشان بیاید، خوشحال می‌شوند و این اتفاق برایشان تکراری نمی‌شود.
گربه نیز عاشق این است که کنار یک پنجره بزرگ و آفتاب‌گیر بنشیند و از نور خورشید لذت ببرد.

به عنوان یک فعل اصطلاحی: باید

یعقوب امروز باید در محل کار خود حاضر شود.
دانشجویان باید تکالیفشان را کامل کنند.
امروز شما چه کاری لازم است انجام دهید؟
شهرداری مجبور است要么 هزینه‌ها را کم کند要么 مالیات‌ها را بیشتر کند.

به عنوان فعل علّی

تابستان گذشته، رنگ‌آمیزی خانه‌مان را به یک متخصص سپردیم. (کار را خودمان انجام ندادیم و یک نفر دیگر این کار را برایمان انجام داد.)
آیا شما هم انجام امور مالیاتی‌تان را به یک حسابدار می‌سپارید؟
همسایه‌های ما نیز نظافت و تمیزکاری خانه‌شان را بر عهدهٔ یک خدمتکار خانگی گذاشته‌اند.

به عنوان شکلی از زبان عامیانه

دیگه از این وضع خسته شدم. (از این شرایط راضی نیستم.)
بیا شروعش کنیم. (حالا دست به کار شویم.)
بهت کلک زدن. (کسی گولت زده.)
همین دیگه؟ (دیگه از این بیشتر کاری برات نمیاد؟)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *