امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Moist به فارسی با مثالهای کاربردی
از کلمه “مرطوب” برای توصیف چیزهایی که کمی خیس یا نمدار هستند استفاده میکنیم:
لیندا دوست ندارد پوستش خشک بشود، برای همین همیشه با کرم مخصوص، دستهایش را نرم و مرطوب نگه میدارد.
دیشب باران آمد و به همین خاطر، زمین هنوز نمدار و مرطوب است.
به خاطر اینکه کمی عرق کردهام، احساس میکنم پیشانیام مرطوب شده است.
این کیک آن نرمی و تری لازم را ندارد و کمی خشک است.
صندلی ماشین برایان کمی خیس است چون او دیشب شیشه ماشین را باز گذاشته بود و باران داخل ماشین بارید.
به نظر میرسد یک نفر همین حالا حمام کرده، چون این حوله کاملاً مرطوب است.
اسم این کلمه “رطوبت” است.
هوای امروز صبح بسیار مرطوب است و به همین دلیل، هوا خیلی مهآلود شده است.
اگر رطوبت در زیرزمین خانه زیاد باشد، ممکن است کپک و قارچ شروع به رشد کنند.
اگر در فریزرهای قدیمی رطوبت وجود داشته باشد، یخ میبندد و بعد باید فریزر را از یخ خالی کرد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.