معنی کلمه Peel به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of peel word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

ترجمه کلمه Peel به فارسی با مثالهای کاربردی

پوست کندن به جدا کردن لایه بیرونی میوه‌ها و سبزیجات گفته می‌شود. وقتی این کار را انجام می‌دهیم، از این کلمه به عنوان یک فعل استفاده می‌کنیم:

بابی پوست موز را کند قبل از اینکه آن را بخورد.
من باید برای درست کردن پای، پوست این سیب‌ها را بکنم.
برای خوردن پرتقال باید اول پوستش را بکنی.
برنیس توی آشپزخانه مشغول پوست کندن سیب‌زمینی است.
برای جدا کردن پوست سیب‌زمینی از یک پوست‌کن استفاده کن.
پوست کندن سیب لازم نیست؛ اما وقتی با سیب غذا می‌پزی، معمولاً پوستش را می‌کنند.
من موقع پوست گرفتن سیب از این چاقوی کوچک خمیده استفاده می‌کنم.
برای کندن پوست پرتقال، بیشتر مردم از دست‌هایشان استفاده می‌کنند.

 
وقتی پوست یک نفر آسیب می‌بیند یا رنگ یک سطح قدیمی می‌ریزد، باز هم می‌توان از کلمه “پوست کندن” یا “کنده شدن” استفاده کرد.

ورا چند روز پیش خیلی آفتاب سوخته بود و الآن پوست بدنش در حال ریختن است.
رنگ آن خانه قدیمی در حال کنده شدن است.
رنگ ماشین من دارد می‌ریزد. شاید مجبور شوم دوباره آن را رنگ کنم.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
 

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *