معنی کلمه Police به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of police word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

ترجمه کلمه Police به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه “پلیس” به گروهی از افراد گفته می‌شود که مسئول حفظ نظم و اجرای قانون در جامعه هستند. در ادامه چند مثال از نحوه استفاده از این کلمه را می‌بینید:

باید با پلیس تماس بگیریم.
یکی باید به پلیس زنگ بزنه.
وقتی پلیس رسید، فردی که در حال ایجاد آشوب بود را دستگیر کرد.
ماموران پلیس در محلۀ ما، کارشان را در اجرای قانون به خوبی انجام می‌دهند.
دوست من، آرماندو، یک پلیس است.
افسران پلیس با خودروهای مخصوص گشت‌زنی رفت‌وآمد می‌کنند.
یک افسر پلیس لباس فرم می‌پوشد.
پلیس در آمریکا اسلحه حمل می‌کند.
این روزها خیلی از پلیس‌ها دوربین کوچکی روی لباسشان نصب می‌کنند تا برخوردهایشان با مردم را ضبط کنند.
بیشتر پلیس‌ها – تقریباً اغلب آنها – درستکار هستند و فاسد نیستند.
سعی نکنید به یک پلیس رشوه بدهید. (رشوه یعنی پول یا هدیه دادن برای گرفتن رفتار ویژه یا فرار از قانون)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

 

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *