معنی کلمه Sleep به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of sleep word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

ترجمه کلمه Sleep به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه “خواب” به زمانی گفته می‌شود که مغز و بدن ما استراحت می‌کنند و انرژی دوباره به دست می‌آورند. گاهی اوقات از این کلمه برای اشاره به حالتی هم استفاده می‌شود که فرد به چیزی توجه ندارد یا حواسش نیست.

ساده گذشته فعل ماضی
sleep

خوابیدن

slept

خوابید

slept

خوابیده

یک نفر روی تخت می‌خوابد.
یک نفر روی تشک استراحت می‌کند.
می‌توان روی مبل هم خوابید.
شما کجا می‌خوابید؟
یولاندا امروز تا ساعت ده صبح خوابید.
او زیاد خوابید. (زیاد خوابیدن یعنی بیشتر از حد معمول در خواب بمانید.)
معذرت می‌خواهم، حواسم نبود. خواب بودم.
آیا بچه‌ها خوابیده‌اند؟
وقتی صداهای بلند یا نور زیاد وجود دارد، به خواب رفتن سخت می‌شود.
شب گذشته خوب خوابیدی؟

در مثال‌های بعدی، کلمه “خواب” به عنوان اسم به کار رفته است:
معمولاً چقدر می‌خوابی؟
من باید بیشتر بخوابم.
خواب یک نیاز مهم برای همه انسان‌هاست.
بیشتر افراد به طور معمول هفت تا هشت ساعت در شب می‌خوابند.
ساعت چند می‌خوابی؟ (عبارت “به خواب رفتن” معمولاً با “خواب” همراه است.)
یولاندا دیشب دیر خوابید.
چرت، یک خواب کوتاه است که معمولاً بعدازظهرها اتفاق می‌افتد.
باید بروم بخوابم. شب بخیر.

کلمه “خواب‌آلود” یک صفت است:
دیوید می‌گوید احساس خواب‌آلودگی می‌کند.
او بسیار خواب‌آلود به نظر می‌رسد.
مارگارت تازه از خواب بیدار شده. هنوز خواب‌آلود است.
تو هم خواب‌آلود به نظر می‌رسی. بهتر است به تختخواب بروی.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *