امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Starve به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی یک انسان یا حیوان به خاطر نخوردن غذا جان خود را از دست میدهد، میگوییم از گرسنگی مرده است. گرسنگی مشکلی جدی در بسیاری از نقاط جهان است، بهویژه برای کودکان:
پسرکوچکی به خاطر قحطی گسترده از گرسنگی مرد. (در این جمله از «starve» به عنوان فعل استفاده شده.)
مردم در شاخ آفریقا از گرسنگی رنج میبرند. (در این جمله «starving» به صورت صفت به کار رفته.)
گاوها به دلیل گرسنگی تلف شدند، چون علوفه کافی برای خوردن پیدا نکردند. (کلمه «starvation» در اینجا نقش اسم دارد.)
گاهی از کلمه گرسنگی در موقعیتهایی استفاده میشود که فرد واقعاً گرسنه است، اما در خطر مرگ قرار ندارد:
بچهها میگویند خیلی گرسنهاند.
بیا چیزی بخوریم. من واقعاً گرسنهام.
باب میگوید اگر زودتر چیزی نخورد، از گرسنگی خواهد مرد.
این کلمه کاربردهای دیگری هم دارد:
گربه شدیداً محتاج توجه است. (یعنی دوست دارد کسی به او محبت کند.)
چارلز رژیم سختگیرانهای دارد. (یعنی برای لاغر شدن خیلی کم غذا میخورد.)
راشل پس از سالها فعالیت به عنوان یک هنرمند کمدرآمد، حالا در فروش نقاشیهایش بسیار موفق شده است. (منظور از هنرمند گرسنه، کسی است که در این حرفه درآمد کمی دارد.)
فقط بخشهای توضیحی و مثالها بازنویسی شده و معنی و ساختار اصلی متن حفظ شده است.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.