معنی کلمه Swell به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of swell word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

ترجمه کلمه Swell به فارسی با مثالهای کاربردی

وقتی چیزی **swell** می‌شود، یعنی اندازه‌اش بزرگتر می‌شود یا حجم آن افزایش پیدا می‌کند.

ساده گذشته فعل ماضی
swell

متورم شدن

swelled

متورم شد

swollen/swelled

متورم شده است

اگر وندی به دارویی حساسیت داشته باشد، صورتش ورم می‌کند.
رودخانه‌ای که از شهرمان می‌گذرد، بعد از باران‌های سنگین، دو برابر اندازه عادی خود بزرگ می‌شود.
دست رالف بعد از اینکه با توپ بیسبال برخورد کرد، شروع به ورم کردن کرد.
دستش کبود و متورم شد. (در این جمله، کلمه “متورم” به عنوان صفت به کار رفته است.)
وقتی دندانپزشک برای درمان دندان به شما نووکائین می‌دهد، آن ناحیه از دهانتان بی‌حس و پف‌کرده احساس می‌شود.
بعد از پیدا شدن طلا در نزدیکی شهر، تعداد جمعیت آن خیلی سریع زیاد شد.
پزشکان برای نجات جان مرد، ورم مغز او را کاهش دادند. (در این جمله، کلمه “ورم” نقش اسم دارد.)
گذاشتن یخ روی محل آسیب‌دیده می‌تواند به کم کردن ورم کمک کند.

از کلمه “Swell” همچنین می‌توان به عنوان صفت استفاده کرد که به معنای “عالی” یا “خوب” است. (البته این کاربرد امروزه کمتر رایج است.)
That was a swell party. (این یک مهمانی خوب بود.)
I feel swell today. (امروز حال عالی دارم.)
That sounds swell. (به نظر عالی می‌رسد.)
That’s just swell. (گاهی این جمله به طعنه گفته می‌شود و معنای برعکس دارد.)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *