معنی کلمه System به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of system word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

ترجمه کلمه System به فارسی با مثالهای کاربردی

واژه «سیستم» به یک روش، شیوه انجام کارها، یک ساختار یا شکلی از سازماندهی اشاره دارد:

* من برای مرتب کردن نامه‌ها و مدارکم یک سیستم دارم.
* شرکت ما از یک سیستم حسابداری ویژه و بی‌نظیر استفاده می‌کند.
* آیا تا به حال از سیستم جاده‌ها و حمل‌ونقل آمریکا استفاده کرده‌ای؟
* یک سیستم آبیاریِ خودکار، چمن‌ها را به طور منظم آبیاری می‌کند.
* سیستم تنفسی بدن شما، اکسیژن را دریافت و دی‌اکسید کربن را دفع می‌کند.
* سیستم سیاسی آمریکا主要由 دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه اداره می‌شود.
* بعضی غذاهای ترش با سیستم گوارش من سازگار نیست. (این جمله‌ای است که ممکن است وقتی کسی از غذایی که برایش مشکل گوارشی ایجاد کرده حرف می‌زند، بشنوید.)
* منظومه شمسی، مجموعه‌ای از سیاره‌ها است که به دور خورشید می‌گردند.

 
گاهی از واژه «سیستم» برای نشان دادن نارضایتی یا انتقاد از قوانین و ساختارهای ثابت یک جامعه استفاده می‌شود:

* نمی‌توانی بر سیستم غلبه کنی.
* نگذار سیستم روحیه تو را تضعیف کند.
* همه ما در دستان سیستم هستیم و اختیارمان با آن است.
* معترضان جمع شدند تا مخالفت خود را با سیستم حاکم اعلام کنند.

 
واژه «سیستماتیک» یک صفت است:

* رادنی در انجام هر کاری، یک رویکرد سیستماتیک و مرحله‌به‌مرحله دارد.
* بررسی سیستماتیک کارهای انجام‌شده، به بهبود کیفیت کار در شرکت ما کمک می‌کند.
* بهبود مستمر، به‌صورت سیستماتیک در سازمان ما نهادینه شده است. (کلمه «سیستماتیک» در اینجا به صورت قید به کار رفته است.)

 

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *