معنی کلمه Temporary به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of temporary word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

ترجمه کلمه Temporary به فارسی با مثالهای کاربردی

وقتی چیزی موقتی است، یعنی برای مدت کوتاهی باقی می‌ماند و همیشگی نیست. بعضی از این شرایط موقت را می‌شود از قبل پیش‌بینی کرد، اما بعضی دیگر ناگهانی و غیرمنتظره رخ می‌دهند.

گیلدا پایش شکسته و نمی‌تواند سر کار برگردد. این وضعیت، موقتی است.
صدا خفه‌کن ماشینم سوراخ شده. یک تعمیر موقت انجام دادم که تا وقتی بتوانم آن را درست کنم، دوام بیاورد.
این فقط یک راه‌حل موقتی است.
شرکت ما دنبال نیروی کار موقت می‌گردد تا چند جای خالی را در تابستان پر کند.
رنگ مو موقتی است. بعد از مدتی، رنگ اصلی مو دوباره خودش را نشان می‌دهد.
این وضعیت فقط موقتی است.

 
کلمه «موقتاً» نیز به همین معناست، اما معمولاً برای توصیف چگونگی انجام کارها استفاده می‌شود:

هودان موقتاً بیکار است. احتمالاً به زودی کار جدیدی پیدا می‌کند.
این فروشگاه موقتاً بسته است. بعد از یک تعمیر اساسی، دوباره باز می‌شود.
پروازهای فرودگاه به دلیل آب‌وهوای نامساعد، موقتاً به تأخیر افتاده‌اند.
دستگاه موقتاً از کار افتاده است.

 
گاهی کلمه «temporary» به شکل کوتاه‌شده «temp» هم استفاده می‌شود:

او برای یک شرکت کاریابی موقت کار می‌کند. (این شرکت‌ها، نیروی کار موقت در اختیار شرکت‌ها می‌گذارند.)
او یک کارمند موقت است.
ما چند نیروی موقت از یک شرکت کاریابی استخدام کردیم.
او دیگر کارمند موقت نیست. حالا به صورت دائم در این شرکت مشغول به کار است.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا** مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *