امروز بیایید با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد بگیریم
ترجمه کلمه Way به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “way” معانی مختلفی دارد. در اولین گروه از مثالها، این کلمه برای اشاره به “روش” یا “شیوه” انجام کارها به کار رفته است:
• مادرم یک روش عالی برای پختن کلوچههای شکلاتی به من یاد داد.
• آن مدرسه از شیوههای تازه و جالبی برای تدریس و یادگیری استفاده میکند.
• این مسئله را میتوان با چندین روش گوناگون حل کرد؟
• دزدی کردن، روش نادرستی برای گذراندن زندگی است.
• هرجا اراده باشد، راهی هم پیدا میشود. (این یک ضربالمثل پرکاربرد در آمریکاست.)
در جملههای بعدی، “way” به معنای “مسیر” یا “فاصله” به کار رفته است:
• فاصله زیادی تا خانه ما از اینجا باقی است.
• ورزشگاه کولوسئوم در کدام سمت قرار دارد؟
• این سریعترین مسیر برای رسیدن به لسآنجلس است.
• راه دیگری برای جلوگیری از این همه ترافیک وجود ندارد.
• پارکینگ در این جهت است.
گاهی هم از “way” برای بیان “امکان” یا “احتمال” استفاده میشود:
• غیرممکن است که آنها کارشان را تا حالا تمام کرده باشند.
• آیا احتمال دارد که دوباره با هم آشتی کنند؟
• مطلقاً! من روز شنبه کار نمیکنم.
در برخی موارد، “way” به صورت قید به کار میرود و معنای آن شبیه “خیلی” یا “بسیار” است:
• قیمت این مبلمان بسیار بالاست.
• آنقدر خسته است که نمیتواند از روی کاناپه بلند شود.
• نمیتوانیم او را به عنوان کارگر نگه داریم چون بیش از حد تنبل است.
• هوای بیرون خیلی گرم است.
• آن سخنرانی بسیار جذاب بود.
در پایان، چند اصطلاح رایج که شامل این کلمه میشوند را میبینیم:
• بگذار این وسیله را از مسیر تو کنار ببرم. (یعنی یک مانع را برمیدارم)
• دوست نداریم برای کمک کردن به ما، خودت را به زحمت بیندازی. (یعنی نمیخواهیم باعث سختی تو شویم)
• کنار برو! (یعنی مسیر را باز کن)
• لطفاً کمی جابهجا میشوی؟ داری راه را میبندی.
• پدر و مادر سارا نمیخواهند مانعی برای رسیدن او به هدف پزشک شدن باشند.
• پیتر در سازمان کاملاً پیشرفت کرد و در نهایت به مدیرعاملی رسید.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.