معنی ضرب المثل ” بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد “

بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

بازنویسی شده:

**آشنایی با شعر و مفهوم “بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد”**

اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” آب که یکجا ماند، می گندد “ را از دست ندهید.

این شعر، یک ترانه یا داستان محلی و کودکانه است که معمولاً در فصل بهار خوانده می‌شود. شعر اصلی این است:

> بزک نمیر بهار میاد
> کمبزه با خیار میاد 🥒

**معنی و مفهوم شعر:**

این شعر به زبان ساده، خبر از آمدن فصل زیبای بهار می‌دهد. “بزک نمیر” یک نام شیرین و محلی برای یک بز کوچولو است که در این شعر، نماد موجودات طبیعت است. شاعر با این کلمات می‌خواهد بگوید: “ببینید! بهار در راه است. بز کوچولو (که代表 همه حیوانات و طبیعت) خبر می‌دهد که فصل سرما تمام شده و بهار آمده است.”

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” پیرم و می‌لرزم، به صد جوون می‌ارزم “ پیدا کنید.

در خط دوم، “کمبزه با خیار میاد”، به محصولات تازه و خوشمزه فصل بهار و تابستان اشاره دارد. “کمبزه” ممکن است اشاره به کدو یا یک میوه شبیه به آن باشد. این بخش از شعر به ما یادآوری می‌کند که با آمدن بهار، میوه‌ها و سبزیجات تازه مانند خیار و کدو نیز می‌رسند و سفره‌های ما رنگ و بوی تازه‌ای به خود می‌گیرند.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” پیمانه کسی پر شدن “ را بخوانید.

در کل، این شعر کوتاه، شادی و نشاط فصل بهار، سبز شدن طبیعت و فراوانی نعمت‌ها را به تصویر می‌کشد.

بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد

در این نوشته، با ضرب‌المثل قدیمی ایرانی “بزک نمیر بهار میاد، کمبزه با خیار میاد” آشنا خواهید شد. معنی، مفهوم، داستان و شعرهای مربوط به این مثل را با زبانی ساده مرور می‌کنیم. با ما همراه باشید.

مقاله معنی ضرب المثل ” هر کی در پی کلاغ رود، در خرابه منزل کند “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

معنی بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد

⭕ یعنی قول دادن چیزی که نمی‌توان به آن عمل کرد.
⭕ یعنی مثلاً به زبان ساده، به جای اینکه الآن به یک بز علوفه بدهی، به او قول می‌دهی وقتی تابستان رسید به او خربزه و طالبی خواهی داد.
⭕ یعنی با حرف‌های شیرین و دلنشین، وعده‌های بزرگ و دست‌نیافتنی دادن تا از زیر بار مسئولیت فعلی شانه خالی کنی.
⭕ یعنی به دلیل خست و کم‌حوصلگی، به کسی وعده‌های بزرگ و پوچ دادن.

ریشه ضرب المثل بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد

اشرف‌الدین حسینی که به نسیم شمال معروف است، از روزنامه‌نگاران و شاعران دوران خود بود. او با سرودن شعرهای طنزآمیز، تلاش می‌کرد شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه‌اش را نقد کند.

یکی از شعرهای او با نام «دری وری» درباره وعده‌های بی‌اساس و پوچی است که ما انسان‌ها گاهی به دیگران می‌دهیم. مخصوصاً وقتی که هیجان‌زده هستیم، یا چیزی ذهنمان را مشغول کرده، یا درگیر توهم شده‌ایم، قول‌هایی می‌دهیم که بعداً به کلی آنها را فراموش می‌کنیم و انکارشان می‌نماییم. در مورد انکار هم گفته‌اند که دیوارش بلند است؛ آنقدر بلند که حتی نمی‌توان از کنارش گذشت، چه برسد به اینکه از آن بالا رفت.

در سوی دیگر این وعده‌های بی‌پایه، موجودات بی‌پناه و نیازمندی قرار دارند که به آنها وعده‌های بزرگ و امیدوارکننده داده می‌شود؛ اما اغلب این وعده‌ها عملی نمی‌شوند یا زمانی محقق می‌شوند که دیگر فایده‌ای ندارند، مثل نوشدارویی که پس از مرگ سهراب می‌رسد.

این داستان شبیه بز کوچکی است که گرسنه است و صدا می‌زند، و به او می‌گویند: نمیر، تا بهار برسد و علف‌های تازه و فراوان پیدا شود. فقط باید کمی تحمل کنی و این گرسنگی طولانی را تاب بیاوری، با این امید که شاید بهاری پربرکت بیاید و علف‌های سبز تو را سیر کنند. انگار که این کار چندان سخت نیست! برای همین گفته‌اند: «بزک نمیر بهار میاد». نسیم شمال نیز در شعری که خواهید خواند، همین مفهوم را بیان می‌کند و بس.

شعر بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد

گریه نکن عزیزم، فصل بهار در راه است
بلبل شادمان، آوازخوان بر شاخه‌های درخت می‌آید
غله از زمین می‌روید و گندم نیکو می‌رسد

بزک نمیر بهار میاد
خربزه با خیار میاد

دخترم عزیزم، به خاطر نان غصه مخور
فرزندم مهربان، آتش به خانه مسوز
ای همراه پراشکم، دلم را نیازار
سال دیگر، همسری دلسوز برایت می‌آید

بزک نمیر بهار میاد
خربزه با خیار میاد

سال آینده با شادی
نان و پنیر می‌خوری
کباب می‌پزی
دیزی پر از سیر می‌خوری
پشت در خانه‌ات
خربزه فراوان می‌آید

بزک نمیر بهار میاد
خربزه با خیار میاد

چند روزی تحمل کن
نگران گرسنگی نباش
اگر شام نمی‌خوری، نخور
گرسنه بخواب، شکایت نکن
آب‌ها خشک شده‌است
تشنه بخواب، سخن مگو

بزک نمیر بهار میاد
خربزه با خیار میاد

داستان بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد

در گذشته‌های دور، پسری به نام حسنی همراه مادربزرگش در یک دهکده قشنگ زندگی می‌کرد. حسنی یک بزغاله داشت که بسیار دوستش می‌داشت. هر روز او را به دشت می‌برد تا علف‌های تازه بخورد.

پیش از شروع پاییز، حسنی بیمار شد و یک ماه در خانه استراحت کرد. در این مدت، مادربزرگ کاه و یونجه‌ای را که در انبار داشتند به بزغاله می‌داد.

وقتی حال حسنی بهتر شد و توانست از خانه بیرون برود، دیگر در دشت علف تازه‌ای باقی نمانده بود. آن سال زمستان زودرس آمد و همه جا از برف پوشیده شد. کم‌کم کاه و یونجه‌های انبار هم تمام شد. بزغاله از گرسنگی صدا می‌کرد و ناله می‌کرد. حسنی که ناراحت بود، بزغاله را آرام می‌کرد و به او می‌گفت: «صبر کن تا بهار از راه برسد. آن وقت دشت پر از علف می‌شود و تو کلی غذا می‌خوری.»

مادربزرگ وقتی حرف‌های حسنی را شنید، خندید و گفت: حرف‌هایت یاد این ضرب‌المثل قدیمی انداخت که می‌گویند: **بزک نمیر بهار میاد خربزه و خیار میاد**. پسرم، با این حرف‌ها که شکم این بزغاله سیر نمی‌شود.

برو از همسایه‌ها مقداری کاه قرض بگیر تا وقتی بهار آمد، قرضت را پس بدهی.

اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” بخند تا دنیا به رویت بخندد “ را از دست ندهید.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” عجله کار شیطان است ” + داستان را بخوانید.

حسنی همین کار را کرد. از همسایه کاه قرض گرفت و به بزغاله داد. بزغاله که سیر شده بود، دوباره سرحال شد و شروع به بازی کرد.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *