در زندگی یک اصل بسیار مهم و ساده وجود دارد که میگوید: هر کاری که با دیگران میکنی، در نهایت نتیجهاش به خودت بازمیگردد.
اگر خوبی و محبت کنی، خوبی میبینی و اگر رفتاری ناشایست داشته باشی، آن نیز به گونهای به زندگی خودت برمیگردد.
این مفهوم یادآور این است که انسان در قبال رفتارش مسئول است و کردارش مانند بومرنگ عمل میکند؛
آنچه میفرستی، همان را دریافت میکنی.
پس اگر خواهان زندگی آرام و پر از نیکی هستی، باید از خودت شروع کنی و با دیگران نیز به نیکی رفتار کنی.

در این نوشته، داستان و مفهوم ضربالمثل ایرانی «هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی» را از کتاب هدیه پنجم بررسی میکنیم. با ما همراه باشید.
معانی ضرب المثل هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی یعنی چه؟
هر کار خوب یا بدی که انجام میدهی، نتیجهاش در نهایت به خودت بازمیگردد.
هر عملی —چه مثبت و چه منفی— پاسخی دارد.
انسان عاقبت کارهای خود را میبیند؛
إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها،
اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی کردهاید و اگر بدی کنید، باز هم به خود کردهاید. (اسراء – ۷)
این یک قانون همیشگی زندگی است: هر چه بکاری، همان را درو خواهی کرد.
کارهای انسان، سرنوشت او را میسازند و هیچ عملی بیتأثیر نیست.

داستان کوتاه ضرب المثل هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی – شماره 1
در داستان نقل شده که مرد درویشی در گذرگاهها و محلهها راه میرفت و این بیت را زمزمه میکرد:
“هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی”
روزی زنی حیلهگر به او برخورد کرد و با دقت به صدایش گوش داد. وقتی مصراع را شنید، با خود گفت: “حالا من کاری میکنم که این درویش حرفش را پس بگیرد!”
زن به خانه رفت و خمیری آماده کرد. سپس نان شیرینی پخت و در میان آن سم ریخت. آن نان را پیش درویش آورد و به او داد. بعد از آن، نزد همسایهها رفت و گفت: “من ثابت میکنم که هر کاری که بکنی، نتیجهاش به خودت برنمیگردد!”
اتفاقاً پسر آن زن که هفت سال بود ناپدید شده بود، در همین روزها پیدا شد. پسر در راه به درویش رسید و با خستگی گفت: “از سفر دوری برگشتهام و بسیار گرسنهام.”
درویش نیز همان نان زهرآلود را به او داد و گفت: “زن نیکوکاری این را برای من پخته، بگیر و نوش جان کن، پسرجان!”
پسر نان را خورد و ناگهان حالش بد شد. با درد گفت: “درویش، این چه بود که خوردم؟ دارم میسوزم!”
درویش سریع خودش را به زن رساند و او را در جریان گذاشت. زن با عجله دوید و وقتی رسید، دید آن پسر، فرزند خودش است. در حالی که سرش را میکوبید و گریه میکرد، فریاد زد:
“راست گفتی؛ هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی”
داستان این ضرب المثل – شماره 2
در گذشته، پسر کوچک فقیری بود که برای تأمین هزینههای زندگی و درس خواندنش، اجناس کوچک میفروخت. او از خانهای به خانهای دیگر میرفت تا شاید بتواند پولی به دست آورد. یک روز متوجه شد که تنها یک سکه ده سنتی برایش مانده، در حالی که بسیار گرسنه بود. بنابراین تصمیم گرفت از یک خانه تقاضای غذا کند.
تصادفاً درِ خانهای را زد. دختر جوان و خوشچهرهای در را باز کرد. پسر با دیدن او کمی عصبی شد و به جای غذا، فقط یک لیوان آب درخواست کرد. دختر که متوجه گرسنگی شدید پسر شده بود، به جای آب، یک لیوان بزرگ شیر برایش آورد.
پسر آرام آرام شیر را نوشید و بعد پرسید: «چقدر باید به شما پول بدهم؟» دختر جواب داد: «هیچ چیزی لازم نیست بپردازی. مادر به ما یاد داده که کار نیک نباید در انتظار پاداش باشد.» پسرک گفت: «پس من از تمام وجود از شما ممنونم.»
سالها بعد، همان دختر به بیماری سختی دچار شد. پزشکان شهرشان نتوانستند او را درمان کنند و به همین خاطر، او را به بیمارستانی بزرگ در شهر دیگر فرستادند تا پزشکان متخصص از او مراقبت کنند.
دکتر هوارد کِلی برای معاینه و مشورت درباره بیمار دعوت شد. وقتی فهمید بیمار از کدام شهر آمده، نگاهش برقی زد. بلافاصله از جایش بلند شد و با عجله به سوی اتاق بیمار رفت. روپوش پزشکی پوشید و برای دیدن بیمار وارد اتاق شد. همین که او را دید، شناخت. سپس به اتاق مشاوره برگشت تا هر چه سریعتر برای نجات جان بیمارش اقدام کند.
از آن روز به بعد، دکتر کلی با دقت ویژهای به درمان او پرداخت و پس از مدتی مبارزه با بیماری، در نهایت موفق شد او را نجات دهد. آخرین روز بستری بودن زن در بیمارستان بود. صورت حساب درمان برای تأیید نزد دکتر فرستاده شد. او چیزی در گوشهٔ صورت حساب نوشت، داخل پاکتی گذاشت و برای بیمار فرستاد.
زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورت حساب میترسید. مطمئن بود که باید تا آخر عمر قسط آن را بپردازد. بالاخره تصمیم گرفت پاکت را باز کند. چیزی توجهش را جلب کرد: جملهای روی قبض نوشته شده بود. با آرامی آن را خواند: «هزینه این صورت حساب، قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است.»
مفهوم ضرب المثل هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی، از دیدگاه قرآن و روایات
۱. نتیجهٔ کارهای خوب و بد هرکس، در نهایت به خودش بازمیگردد: مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَیهَا (جاثیه/۱۵)؛ هرکس کار شایستهای انجام دهد، به سود خودش است و هرکس بدی کند، به زیان خود عمل کرده است.
۲. اگر دوست دارید خداوند شما را ببخشد، شما هم دیگران را ببخشید: وَلْیعْفُوا وَلْیصْفَحُوا أَلا تُحِبُّونَ أَنْ یغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ (نور/۲۲)؛ باید ببخشند و گذشت کنند. آیا نمیخواهید که خدا شما را بیامرزد؟
حضرت علی علیهالسلام فرمودند: إرْحَم تُرْحَم؛ به دیگران مهربانی کن تا به تو مهربانی شود.
۳. اگر میخواهید به یتیمان شما محبت شود، به یتیمان مردم محبت کنید: وَلْیخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیةً ضِعَافاً خَافُوا عَلَیهِمْ فَلْیتَّقُوا اللَّهَ (نساء/۹)؛ کسانی که اگر فرزندان بیپناهی از خود به جا بگذارند، نگران آیندهٔ آنان میشوند، باید از خدا بترسند و به یتیمان دیگران نیکی کنند.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند: تحننوا علی ایتام الناس یتحنن ایتامکم؛ به یتیمان مردم مهر بورزید تا یتیمان شما نیز مورد مهر قرار گیرند.
۴. به دیگران جا دهید تا خداوند برای شما گشایش ایجاد کند: إِذَا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا یفْسَحِ اللَّهُ لَکُمْ (مجادله/۱۱)؛ هرگاه به شما گفته شد در مجلس جا باز کنید، این کار را بکنید تا خداوند نیز برای شما گشایشی فراهم کند.
۵. به پیمان الهی وفادار باشید تا خدا نیز به عهد خود با شما وفا کند: أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ (بقره/۴۰)؛ به پیمان من وفا کنید تا من نیز به پیمانتان وفا نمایم.
۶. اگر میخواهید خدا یاریتان کند، شما نیز آیین خدا را یاری دهید: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ ینْصُرْکُمْ (محمد/۷)؛ اگر خدا را یاری کنید، او نیز شما را یاری خواهد کرد.
۷. کسانی که میخواهند دیگران را گمراه کنند، در واقع خودشان گمراه شدهاند: وَدَّتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یضِلُّونَکُمْ وَمَا یضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ (آلعمران/۶۹)؛ گروهی از اهل کتاب آرزو میکردند که شما را از راه به در کنند، اما آنان تنها خودشان را گمراه میسازند.
۸. منافقان فقط خود را فریب میدهند: یخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ (بقره/۹)؛ آنان میخواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند، در حالی که تنها خودشان را فریب میدهند.
۹. هنگامی که وارد خانهای میشوید، به خود سلام کنید: فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُیوتاً فَسَلِّمُوا عَلَی أَنْفُسِکُمْ (نور/۶۱)؛ و وقتی به خانهای وارد شدید، بر خودتان درود بفرستید.
در این که چرا خداوند فرموده به خودتان سلام کنید، دلایل مختلفی بیان شده؛ از جمله این که وقتی به دیگران سلام میگویید، در حقیقت به خودتان سلام کردهاید.
حضرت علی علیهالسلام فرمودند: قل خیراً تذکر بخیر؛ خوبی بگو و خوب رفتار کن تا به خوبی یاد شوی.