معنی ضرب المثل ” یکی را به ده راه نمی دادند سراغ کدخدا را می گرفت “

یکی را به ده راه نمی دادند سراغ کدخدا را می گرفت

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

گاهی پیش می‌آید که یک مشکل کوچک، آنقدر بزرگ و پیچیده نشان داده می‌شود که آدم به سادگی نمی‌تواند آن را حل کند. در چنین مواقعی، این ضرب‌المثل به کار می‌رود که: “یکی را به ده راه نمی‌دادند، سراغ کدخدا را می‌گرفتند.”

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” هشتش گرو نهش است “ پیدا کنید.

معنای این سخن این است که وقتی یک فرد عادی (که با عدد “یک” نشان داده می‌شود) نمی‌توانست مشکلش را با ده‌ها نفر در میان بگذارد و راه‌حلی پیدا کند، مجبور بود به سراغ بزرگ‌تر و رئیس محل، یعنی “کدخدا” برود. کدخدا کسی بود که احترام زیادی داشت و حرفش نزد همه نافذ بود.

اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” خود را به موش مردگی زدن “ به شما کمک خواهد کرد.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” روده بزرگه روده کوچیکه رو خورد “ را بخوانید.

توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” به رگ غیرتش برخورده است “ را حتماً بخوانید.

در این مقاله معنی ضرب المثل ” رنگش مثل گچ سفید شد “ اطلاعات مفیدی آمده است.

این مثل به ما یادآوری می‌کند که برای حل مسائل پیچیده، باید به سراغ افراد با تجربه، خردمند و کسانی رفت که از اقتدار و دانش کافی برخوردار هستند. به جای کلنجار رفتن با راه‌های بی‌ثمر، مراجعه به منبع اصلی مشکل، بهترین و عاقلانه‌ترین کار است.

یکی را به ده راه نمی دادند سراغ کدخدا را می گرفت

در این نوشته، به بررسی معنای یکی از ضرب‌المثل‌های کهن و پرمعنی ایرانی می‌پردازیم. در ادامه، با ما همراه باشید.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” دیگی که واسه من نجوشه “.

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله ارتباط ضرب المثل یک کلاغ و چهل کلاغ با موضوع امانت داری را مطالعه کنید.

یکی را به ده راه نمی دادند سراغ کدخدا را می گرفت یعنی چه؟

اگر کسی در میان دیگران هیچ ارزش و اعتباری نداشته باشد، تقاضا و درخواست‌هایش کاملاً بی‌فایده خواهد بود. در چنین مواقعی می‌گویند: “یکی را به ده راه نمی‌دادند، سراغ کدخدا را می‌گرفتند”.

این ضرب‌المثل اشاره به پافشاری و درخواست بی‌جایی دارد که فردی بدون داشتن هیچ گونه جایگاه و احترامی، انتظار دارد به خواسته‌اش برسد.

برای نمونه، فرض کنید یکی از همسایگان شما مراسم عروسی برگزار کرده، اما همسایه‌ی بداخلاق را که با کسی رابطه‌ی خوبی ندارد، دعوت نکرده است. با این حال، آن همسایه در شب عروسی با گستاخی پیش شما می‌آید و درباره‌ی غذای مراسم می‌پرسد! در این شرایط می‌توان این ضرب‌المثل را برایش به کار برد؛ زیرا کسی حتی حاضر نیست به او اجازه‌ی حضور در مراسم بدهد، چه برسد که درباره‌ی جزئیات با او صحبت کند!

پس معنای اصلی این است: وقتی دیگران تو را به رسمیت نمی‌شناسند، با التماس و خواهش چیزی را طلب نکن.

اگر دوست دارید با ضرب‌المثل‌های فارسی بیشتر آشنا شوید، کافیست روزانه تنها ۵ دقیقه وقت بگذارید و ۱۰ ضرب‌المثل جدید یاد بگیرید.

ضرب‌المثل‌های معروف فارسی
نظر شما درباره این ضرب‌المثل چیست؟

توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” یه تختش کمه “ را حتماً بخوانید.

برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” حرف‌های گنده تر از دهنش می‌زنه “ سری سر بزنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *