امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Door به فارسی با مثالهای کاربردی
درب، قسمتی از ورودی یک اتاق، ساختمان یا فضای دیگر است.
برای باز و بسته کردن در، از دستگیره استفاده میشود. بعضی از این دستگیرهها قفل هم دارند.
لولاها باعث میشوند در به راحتی به این طرف و آن طرف بچرخد و باز و بسته شود.
گاهی افراد برای اطلاع دادن از رسیدن خود، یا قبل از وارد شدن به اتاق، در میزنند.
مثلاً میگوییم: او دارد در میزند.
برای اعلام ورود، از زنگ در هم استفاده میکنند.
درها شکلها و کاربردهای مختلفی دارند:
معمولاً خانهها یک در اصلی و یک در پشتی دارند.
وقتی در آشپزخانه کار میکنیم، درهای کابینت را مدام باز و بسته میکنیم.
وقتی ماشین را به گاراژ وارد یا از آن خارج میکنیم، در گاراژ به سمت بالا و پایین حرکت میکند.
درب ماشین، راهی برای ورود به داخل خودرو است.
روی در یخچال معمولاً جا برای گذاشتن بعضی خوراکیها وجود دارد.
در ساختمانهای بزرگ معمولاً از درهای گردان استفاده میشود.
عبارتهای رایج زیادی با کلمه «در» وجود دارند:
**در را نگه دار.** (یعنی در را باز بگذار.)
**بگذار در را بهت نشان دهم.** (وقتی مهمان در حال ترک خانه است.)
**میتوانم تو را تا در همراهی کنم.** (همان معنی بالا)
**مهم است که “پایت را لای در بگذاری”.** (یعنی اگر شغل سادهای هم پیدا کنی، بعداً ممکن است فرصتهای بهتری برایت پیش بیاید.)
**مواظب باش در موقع رفتن بهت نخورد!** (این را به کسی میگویند که از جمع یا موقعیتی میرود و دیگران از رفتنش ناراحت نیستند.)
**یک مدرک دانشگاهی میتواند “درها را به رویت باز کند”.** (یعنی فرصتهای جدیدی برایت ایجاد میکند.)
**ما “سیاست در باز” داریم.** (یعنی همیشه میتوان به راحتی با مدیران صحبت کرد یا نظرات را بیان کرد.)
**در همیشه باز است.** (یعنی من همیشه برای صحبت یا دیدار آماده و در دسترس هستم.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.