معنی کلمه Dull به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of dull word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

ترجمه کلمه Dull به فارسی با مثالهای کاربردی

اگر چیزی «کسل‌کننده» است، یعنی خسته‌کننده، بدون جذابیت یا تکراری است:

فیلم خیلی کسل‌کننده بود و من خوابم برد.
این کلاس خسته‌کننده است. معلم باید برنامه‌اش را شادتر و جذاب‌تر کند.
ماریا شغل یکنواختی دارد. او هر روز هشت ساعت کار تکراری انجام می‌دهد.
امروز روز بی‌حالی بود.
رنگ‌های خاکستری و قهوه‌ای، رنگ‌های بی‌جلوه‌ای هستند.
جیم چند ماه است که در شکمش دردی مبهم دارد. بهتر است به دکتر مراجعه کند. («درد مبهم» دردی خفیف و مداوم است که ممکن است گاهی بیاید و برود.)

 
همچنین وقتی لبهٔ چاقو یا هر وسیلهٔ برنده‌ای تیزی خود را از دست داده باشد، از واژهٔ «کند» استفاده می‌کنیم:

این چاقو کند است و گوشت را به راحتی نمی‌برد.
این قیچی خوب کار نمی‌کند چون تیغه‌اش کند شده.
اصلاح با تیغ کند، کار درستی نیست.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *