معنی کلمه Ease به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of ease word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

ترجمه کلمه Ease به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه ease به معنی “آسانی” است و با صفت easy که آن هم به معنی “آسان” است، ارتباط دارد.
وقتی کاری سخت و دشوار نباشد، می‌توانید از ease به عنوان یک اسم استفاده کنید:

او همه کارها را با آسانی انجام می‌دهد. (یعنی در کارش مهارت دارد.)
آنها بدون هیچ مشکلی به پروازشان رسیدند. (یعنی وقت کافی برای رسیدن به فرودگاه داشتند.)
هری به راحتی وامش را پس داد. (یعنی پرداخت پول برایش سخت نبود.)
آسانی و نرمی که او تنیس بازی می‌کند، برای یک فرد ۸۰ ساله واقعاً قابل تحسین است.
آیا درباره تصمیمی که گرفته‌ای احساس آرامش می‌کنی، یا هنوز نگرانی؟
پزشک با توضیح دادن مراحل درمان، نگرانی بیمار را از بین برد و به او آرامش داد.

 
علاوه بر این، می‌توان از ease به عنوان یک فعل نیز استفاده کرد. در این حالت، به معنی قرار دادن چیزی به نرمی و با احتیاط در جای خود است:

کارگران ساختمانی، تیرها را به آرامی در جای خود قرار دادند.
از فشار پدال گاز کم کن. (یعنی پایت را به نرمی از روی پدال گاز بردار.)
ماهواره به آرامی در مداری پایین‌تر قرار گرفت.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

 

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *