امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Edge به فارسی با مثالهای کاربردی
لبه به انتهای یک سطح صاف گفته میشود. معمولاً در این قسمت یک زاویه تیز به سمت پایین ایجاد میشود، اما این حالت همیشه وجود ندارد.
واژه «لبه» بیشتر به عنوان اسم به کار میرود:
پسر بچه از لبه تختش به زمین افتاد.
گربه ما عاشق نشستن روی لبه میز است.
تیغ ریشتراشی لبه بسیار تیزی دارد.
لبه چاقو هم معمولاً تیز است.
در گذشته مردم فکر میکردند زمین صاف است و اگر خیلی جلو بروند، از لبه آن سقوط خواهند کرد.
ایستگاه قطار در لبه شهر قرار گرفته است. (منظور از «لبه شهر» نزدیکی به مرز یا محدوده شهر است.)
تلسکوپهای قوی به دانشمندان نجوم کمک میکنند تا لبه جهان را ببینند و بررسی کنند.
آلیس نسبت به دیگر متقاضیان آن شغل برتری دارد، چون به سه زبان مسلط صحبت میکند. («برتری داشتن» یعنی نسبت به دیگران مزیت داشته باشید.)
نیت عادت دارد همیشه در مرز خطر زندگی کند. (یعنی کارهای خطرناک، جدید یا چالشی انجام میدهد.)
همچنین میتوانید از «لبه» به عنوان فعل در برخی عبارتها استفاده کنید:
بیل رقبا را پشت سر گذاشت و جایزه اول را برد. (یعنی برنده شد؛ هرچند با اختلاف کم)
همه ما با بیقراری منتظر شنیدن خبر هستیم. (منتظر ماندن با اضطراب برای نتیجه یک اتفاق)
شرکت به آرامی در حال پیشبرد برنامههایش برای ساختن دفتر مرکزی جدید است. (یعنی حرکت به جلو، ولی آهسته و تدریجی)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کامل واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.