معنی کلمه Filter به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of filter word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

ترجمه کلمه Filter به فارسی با مثالهای کاربردی

فیلتر یک صفحه یا وسیله‌ای است که با گرفتن چیزهای ناخواسته، به مایعات یا هوا اجازه عبور می‌دهد.

مثلاً:
– فیلتر هوا، هنگام عبور هوا از یک دستگاه، گرد و غبار آن را می‌گیرد.
– فیلتر بنزین در خودروی شما، ناخالصی‌های موجود در بنزین را به دام می‌اندازد.
– در قهوه‌ساز از فیلتر قهوه استفاده می‌شود. این فیلتر به آب اجازه می‌دهد از پودر قهوه عبور کند و فقط قهوه خالص به دست آید.
– من باید هر چند ماه یکبار فیلتر سیستم گرمایشی خانه‌ام را تعویض کنم چون پر از گرد و غبار می‌شود.
– جاروبرقی هم فیلتری دارد که ذرات ریز خاک و گرد را گیر می‌اندازد.
– برای جدا کردن نمک از آب دریا، باید آن را از یک فرآیند فیلتراسیون عبور داد. (کلمه «فیلتراسیون» هم یک اسم است.)

 
همچنین می‌توان از کلمه «فیلتر» به عنوان فعل استفاده کرد. در این حالت به معنای غربال کردن یا گزینش افراد یا چیزهاست.

مثلاً:
– متقاضیان شغل، از صافی فرآیند مصاحبه عبور داده می‌شوند.
– رسانه‌ها مانند یک فیلتر برای خبرهای نادرست عمل می‌کنند.
– آزمون‌های استعدادیابی فوتبال، بازیکنانی که به اندازه کافی خوب نیستند را غربال می‌کنند.
– مهاجرانی که قصد ورود به ایالات متحده را دارند، توسط اداره امنیت ملی فیلتر می‌شوند تا سوابق احتمالی جرم آن‌ها بررسی شود.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

 

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *