معنی کلمه Fix به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of fix word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

ترجمه کلمه Fix به فارسی با مثالهای کاربردی

وقتی وسیله‌ای خراب می‌شود و شما آن را درست می‌کنید، به این کار تعمیر کردن می‌گویند.

مثلاً:
He’s fixing a pipe.

او در حال تعمیر یک لوله است.

ساده گذشته فعل ماضی
fix

تعمیر کردن

fixed

تعمیر کرد

fixed

تعمیر کرده

یکی باید اون حفره توی خیابون رو رفع و رجوع کنه.
یک لوله‌کش دستشویی من رو درست کرد.
می‌دونی چطوری ماشینت رو تعمیر کنی؟
تعمیر کامپیوتر کار راحتی نیست.
دارن خونه‌شون رو بازسازی می‌کنن. کلی کار روش لازمه.

معمولاً فعل “fix” را در حالت مجهول می‌شنوید:
برق امروز صبح درست شد.
این وضعیت باید حل و فصل بشه.
چرا این مشکل زودتر برطرف نشد؟
سقف خونه همساده ما نیاز به تعمیر داره.
چه زمانی ماشینم آماده می‌شه؟

بعضی از آمریکایی‌ها از کلمه “fix” برای درست کردن غذا استفاده می‌کنند:
برای شام چی می‌پزی؟
براش مهمونا یه شام مفصل درست کردن.
ساندرا برای بچه‌هاش صبحونه و ناهار آماده می‌کنه.

بعضی از آمریکایی‌ها از کلمه fix برای توصیف هر نوع آماده‌سازی استفاده می‌کنند. این یک شکل از زبان محاوره‌ای است که من توصیه نمی‌کنم، اما ممکنه بشنوید که ازش استفاده می‌شه:
دارن خودشون رو آماده می‌کنن که به زودی برن.
دارم برنامه‌ریزی می‌کنم که یه زمین بخرم.
داره خودش رو آماده ازدواج می‌کنه. (توجه کنین که من صدای “g” رو در “fixin'” حذف کردم. کسایی که از “fix” به این شکل استفاده می‌کنن، معمولاً “g” رو حذف می‌کنن.)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *