معنی کلمه Frequent به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of frequent word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

ترجمه کلمه Frequent به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه “مکرر” به چیزی اشاره دارد که بارها و بارها اتفاق می‌افتد یا تعداد دفعات زیادی انجام می‌شود.

انجام مداوم ورزش برای سلامتی شما خوب است. (اگر به طور مرتب ورزش کنید، سالم می‌مانید.)
او همیشه به خانه آنها دعوت می‌شود. (خیلی به خانه آنها سر می‌زند.)
او معمولاً برای انجام تکالیف ریاضی‌اش به کمک نیاز دارد. (خیلی کمک می‌خواهد.)
بیل به طور مرتب با مشتریانی که در کشورهای دیگر هستند تماس تلفنی می‌گیرد.

 
قید این کلمه “مکرراً” یا “اغلب” است.

بیل اغلب با مشتریان خارج از کشور تماس می‌گیرد.
خرگوش‌های وحشی معمولاً جفت‌گیری می‌کنند و فرزندان زیادی به دنیا می‌آورند.
گرگ و لورا معمولاً به این کافی‌شاپ می‌روند.
چقدر از ماشینت استفاده می‌کنی؟ (چند وقت یکبار رانندگی می‌کنی؟)
پرسیدن سؤال به طور مرتب در کلاس، روش خوبی برای مشارکت در درس است.

 
اسم این کلمه “تکرار” یا “فراوانی” است.

تکرار سفارش‌های جدید آنقدر زیاد شده که شرکت مجبور است نیروی کار بیشتری استخدام کند.
بازدید بسیار زیاد از وب‌سایت، برای سرور مشکل ایجاد کرد.
پزشک با موفقیت توانست تعداد دفعات تشنج بیمارش را کمتر کند.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *