امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم!
ترجمه کلمه Grief به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی یکی از نزدیکان و عزیزان ما از دنیا میرود، احساسی به نام غم و اندوه را تجربه میکنیم. این حسِ ناراحتی ممکن است برای پدر، مادر، همسر، خواهر، برادر، فرزند یا یک دوست صمیمی پیش بیاید. حتی بسیاری از افراد پس از از دست دادن حیوان خانگیشان مثل سگ یا گربه نیز دچار این احساس میشوند.
خانواده پس از فوت دخترشان، غم بسیار سنگینی را حس کردند.
غم آن مرد به قدری عمیق بود که نمیتوانست حرف بزند.
آندریا وقتی همسرش فوت کرد، غم چندانی احساس نکرد، چون در واقع هیچ وقت او را دوست نداشت.
این خانواده به خوبی با غمشان کنار میآیند.
واژه «غم خوردن» به صورت فعل نیز به کار میرود:
آنها در حال سوگواری برای از دست دادن مادرشان هستند.
کارکنان یک بیمارستان هر روز افرادی را میبینند که در حال غمگین بودن هستند.
مری برای ماهها به خاطر مرگ گربه محبوبش غصه خورد.
واژه «غم» میتواند به صورت صفتی نیز استفاده شود:
یک مشاور سوگ پس از آن اتفاق با کودکان کار کرد.
آن زن پس از مرگ همسرش به جلسات مشاوره غم نیاز پیدا کرد.
* loved one: کسی که دوستش دارید، معمولاً از اعضای خانواده یا یک دوست بسیار صمیمی.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا** مراجعه کنید.