امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Happy به فارسی با مثالهای کاربردی
خوشحال بودن یعنی یک حس خوب و یک تجربه مثبت. کلمه “happy” یک کلمه ساده و پایه در انگلیسی است، اما باید با نحوه استفاده از آن آشنا شوید:
معمولاً کلمه “happy” همراه با افعالی مانند be (بودن)، feel (احساس کردن) یا seem (به نظر رسیدن) به کار میرود.
مثالها:
ماریا خوشحال است.
جو احساس خوشحالی میکند.
ماریا و جو با هم خوشحال هستند.
آنها با هم خوشحال به نظر میرسند. (در اینجا چون از کلمه “seem” استفاده شده، یعنی ما از خوشحال بودن آنها کاملاً مطمئن نیستیم.)
گاهی اوقات “happy” با فعل “make” (ساختن/کردن) استفاده میشود. در این حالت، یک مفعول بعد از فعل قرار میگیرد.
مثالها:
بچههایش او را خوشحال میکنند.
کارش به او احساس خوشحالی میدهد.
یک برد، تیم را خوشحال خواهد کرد.
یک روز آفتابی همه را شادتر میکند.
مشکلات سر کار مرا ناراحت میکنند. (کلمه مقابل “happy”، “unhappy” است.)
گاهی اوقات بعد از “happy” یک مصدر (to + فعل) میآید.
مثالها:
خوشحالم که اینجا هستم.
خوشحالم که میتوانم به شما کمک کنم.
از شنیدن خبرهای خوب خوشحالیم.
خوشحالیم که میبینیم همه حالشان خوب است.
معلم از دیدار شما خوشحال است.
دانشآموزان از یادگیری چیزهای جدید خوشحال هستند.
شما میتوانید برای شخص دیگری هم خوشحال باشید. این زمانی است که شما برای موفقیت یا خوششانسی دیگری ابراز خوشحالی میکنید.
مثالها:
من به خاطر تو خوشحالم.
ما به خاطر تو بسیار خوشحالیم.
همه برای زوج جوانی که تازه ازدواج کردهاند خوشحال هستند.
وقتی شارلین اعلام کرد که باردار است، همه همکارانش گفتند که به خاطر او خوشحال هستند.
حروف اضافه “about” و “with” نیز معمولاً با “happy” استفاده میشوند.
مثالها:
تام از قایق جدیدش خوشحال است.
او از قایق جدیدش راضی است.
ماریا از همسرش راضی است.
او از زندگی در نبراسکا خوشحال است.
رانندگان از آزادراه جدید خوشحال هستند.
آنها از وقتی که با آزادراه جدید ذخیره میکنند، خوشحال هستند.
ما از مبلمان جدیدمان راضی هستیم.
ما از اینکه مبلمان را با تخفیف خریدیم، خوشحالیم.
در تبریک گفتن برای مناسبتهای خاص نیز از “happy” استفاده میکنیم.
مثالها:
سال نو مبارک!
عید پاک مبارک!
چهارم جولای مبارک!
شکرگزاری مبارک!
گاهی اوقات “happy” به صورت طعنهآمیز و برای بیان ناراحتی استفاده میشود و معنای مخالف میدهد.
مثالها:
همهی اینها تقصیر توست. حالا راضی شدی؟
امیدوارم راضی شده باشی.
امیدوارم از خودت راضی باشی!
کلمه “happily” یک قید است و به معنای “با خوشحالی” است.
مثالها:
دانشآموزان بعد از تعطیلات با خوشحالی به مدرسه بازگشتند.
داوطلبان با خوشحالی برای کمک به تعمیر خانه همسایه پیرمردشان پیشقدم شدند.
ما با خوشحالی یک کمک مالی به مدرسه کردیم.
کلمه “happiness” یک اسم است و به معنای “خوشحالی” یا “شادی” است.
مثالها:
شادی پسر دیگر قابل کنترل نبود. (آنقدر خوشحال بود که به سختی میتوانست خودش را کنترل کند.)
لاتویا میخواهد شادیاش را با دیگران تقسیم کند.
خوشبختی یعنی بتوانی در دنیایی صلحآمیز زندگی کنی.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.