امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم!
ترجمه کلمه Haste به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “haste” به معنای “عجله” است و به انجام کاری با سرعت زیاد و بدون دقت کافی اشاره دارد که معمولاً نتیجهی خوبی ندارد و باعث اشتباه میشود.
مثالها:
– او به خاطر عجلهاش فراموش کرد لپتاپش را امروز صبح با خود به محل کار ببرد.
– وقتی متوجه شدند در موقعیت خطرناکی قرار دارند، با سرعت و عجله زیاد آن کشور را ترک کردند.
– بیدقتی و شلختگی در انجام آن کار، نتیجهی بیاحتیاطی و عجله بود.
– ضربالمثل: عجله باعث از بین رفتن چیزها میشود. (این یک بیان رایج است. اگر کاری را خیلی سریع و با عجله انجام دهید، احتمالاً یک اشتباه بزرگ مرتکب خواهید شد.)
شکل صفت این کلمه “hasty” به معنای “عجولانه” است.
– عجول نباش.
– سعی کن تصمیم عجولانه نگیری. کمی سرعتت را کم کن و در موردش خوب فکر کن.
– او پس از این که دوستپسرش را با یک زن دیگر دید، یک نتیجهگیری عجولانه کرد.
– سرباز از ترس جانش، یک عقبنشینی عجولانه انجام داد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.