معنی کلمه Ill به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of ill word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

ترجمه کلمه Ill به فارسی با مثالهای کاربردی

فردی که حالتش خوب نیست، بیمار است. دو کلمه “ill” و “sick” تقریباً معنای یکسانی دارند.

حالش بد است.
اگر بیمار هستی، فقط باید در خانه بمانی و استراحت کنی.
یک فرد بیمار به توجه و مراقبت زیادی نیاز دارد.
امروز صبح کمی حالم بد است.

 
کلمه “ill” معنی‌های دیگری هم دارد:

هارولد هیچ نیت بدی نسبت به همسر سابقش ندارد. (یعنی او را دوست دارد و برایش آرزوی بدی نمی‌کند.)
مجرمان چیزهایی را که به طور غیرقانونی به دست آورده بودند، در حیاط پشتی دفن کردند. (ill-gotten = به دست آمده به روش نادرست)
این فکر که اطرافیان می‌توانستند جان آن زن جوان را نجات دهند و کاری نکردند، باعث ناراحتی و آزردگی من می‌شود. (makes me feel ill = باعث ناراحتی ام می‌شود)
او زنی است که شهرت خوبی ندارد. (مردم درباره او نظر خوبی ندارند.)
رأی‌دهندگانی که اطلاعات درستی نداشتند، به انتخاب مردی کمک کردند که شایستگی لازم برای آن کار را نداشت. (ill-informed = کسانی که اطلاعات نادرست دارند یا به اندازه کافی آگاه نیستند.)

 
کلمه illness به معنای “بیماری” است:

او یک بیماری جدی دارد.
مری از یک بیماری ناشناخته رنج می‌برد.
بیماری‌های روانی مشکلی هستند که زندگی میلیون‌ها نفر در آمریکا را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
بیماری ناشی از ویروس ابولا آنقدر خطرناک است که می‌تواند به مرگ منجر شود.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *