امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Insure به فارسی با مثالهای کاربردی
بیمه کردن چیزی، یعنی برای محافظت مالی از یک خرید مهم یا یک وسیله باارزش، قرارداد ببندی. اگر آن وسیله گم شود یا آسیب ببیند، شرکت بیمه مبلغی را به فرد بیمهگذار پرداخت میکند.
جنیفر خانهاش را به مبلغ بیش از ۳۰۰٬۰۰۰ دلار بیمه کرد.
اگر ماشین شما نو است، بهتر است آن را با بیمه تصادف بیمه کنید.
گیتار جان بیش از ۲۰۰۰ دلار بیمه شده بود. وقتی سازش دزدیده شد، شرکت بیمه خسارت او را پرداخت کرد. (فعل insure در این جمله به صورت مجهول به کار رفته است.)
آنها به خاطر محل خانهشان نمیتوانند آن را بیمه کنند. چون در منطقهای است که احتمال سیل در آن زیاد است.
اسم این کلمه insurance است که به معنای «بیمه» میآید.
ماشینت چه نوع بیمهای دارد؟
طبق قانون، تا سال ۲۰۱۴ همه آمریکاییها باید نوعی بیمه درمانی داشته باشند.
هیچ مقدار بیمهای نمیتوانست خسارت آتشسوزی خانه آنها را جبران کند. بسیاری از وسایل، شخصی و غیرقابل جایگزین بودند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.