معنی کلمه Lump به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of lump word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

ترجمه کلمه Lump به فارسی با مثالهای کاربردی

یک توده، یک برآمدگی کوچک است که نشان‌دهنده یک آسیب یا مشکل می‌باشد. این کلمه شبیه به “برآمدگی” است.

جان بعد از افتادن از دوچرخه، یک توده کوچک روی سرش درست شد.
مارتا یک توده نزدیک سینه‌اش حس کرد، برای همین وقت دکتر گرفت.
ماست تکه‌های عجیبی داشت، برای همین ما آن را نخوردیم.
وقتی جرمی به یاد همسر از دست رفته‌اش افتاد، احساس کرد گلواش گرفته شده است. (a lump in one’s throat = یک واکنش احساسی، که معمولاً به خاطر ناراحتی است)
این فرنی جو، کاملاً تکه‌تکه است. (کلمه “lumpy” یک صفت است و معنایی نزدیک به “نا هموار” یا “پُر برآمدگی” دارد.)
باب در شغلش با مشکلاتی روبرو شده، اما توانسته است از پس آن‌ها به خوبی بربیاید. (To take lumps یعنی با مشکلات کنار آمدن و آن‌ها را مدیریت کردن.)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
 

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *