معنی کلمه Part به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of part word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

ترجمه کلمه Part به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه «قسمت» به یک بخش یا ناحیه از یک چیز اشاره دارد.

کدام بخش فیلم را بیشتر دوست داشتید، قسمت اولش یا قسمت آخر؟
در کدام ناحیه از کشور زندگی می‌کنید؟
آیا در بخش جنوبی ساکن هستید یا بخش شمالی؟
بخش بزرگی از آزمون روی زبان انگلیسی تمرکز دارد.
این قسمت، بخش آسان ماجراست.
قسمت آخر سخت است.
امروز در یک بخش از ایالت ما برف سنگینی می‌بارد، در حالی که بخش دیگر آن هوایی خشک دارد.
در جلسه‌مان، بخشی از وقت را به صحبت درباره توسعه کسب‌وکارمان اختصاص دادیم.
جونا در بخش‌های مختلفی از شرکت کار کرده است.
وقتی دوستم شیلا در لاتری برنده شد، بخشی از پولش را به امور خیریه بخشید.
وقتی افراد حقوق دریافت می‌کنند، بخشی از درآمدشان صرف پرداخت مالیات می‌شود.
یک بخش از خودروی خانه‌گردان ما به محلی برای خواب تبدیل می‌شود.

 
کلمه «قسمت» برای اشاره به نقش، مشارکت یا مسئولیت یک فرد نیز به کار می‌رود:

شما در زندگی یک فرد جوان، نقش مهمی بر عهده دارید. (part to play = مسئولیت)
ادگار چه نقشی در انجام آن کار داشت؟
ساندرا از انجام سهم خود در تمیز کردن آپارتمان سر باز می‌زند.
او واقعاً باید وظیفه خود را انجام دهد.
تونی نمی‌خواهد در هیچ نوع خشونتی شرکت کند. (take part = شرکت کردن)
کوین در یک نمایش نقش گرفت. (part in a play = او به عنوان بازیگر، نقشی را بر عهده گرفت.)
او باید نقشش را تمرین کند و آن را از بر شود.

 
وقتی «قسمت» به عنوان فعل به کار می‌رود، معنای جدا شدن یا کنار گذاشتن می‌دهد:

جوزف و ماریا، وقتی فهمیدند چیز مشترک چندانی ندارند، از هم جدا شدند.
کنار گذاشتن چیزهایی که تو را به یاد دوران کودکی می‌اندازد، سخت است. (part = رها کردن)
جری موهایش را با شانه از وسط جدا می‌کند. (او یک خط جدایی در موهایش ایجاد می‌کند.)
موسی دریای سرخ را شکافت. (خروج ۱۴:۲۱)

 
کلمه «partly» یک قید است:

امروز هوا نیمه‌ابری است. (یعنی کمی ابر دارد.)
فردا هوا نیمه‌آفتابی خواهد بود. (یعنی مقداری آفتاب می‌تابد، اما بیشتر روز ابری است.)
ماری تا حدی از همسرش ناراضی است، چون کاری را که قول داده بود انجام دهد، انجام نداده است.
تمام این بی‌نظمی تا حدودی تقصیر من است.
دیگران نیز تا حدی مقصر هستند.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

 

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *