معنی کلمه Rub به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of rub word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

ترجمه کلمه Rub به فارسی با مثالهای کاربردی

مالیدن یعنی حرکت دادن چیزی روی یک سطح. این حرکت می‌تواند به صورت اتفاقی یا از روی قصد انجام شود. وقتی چیزی را می‌مالیم، اصطکاک ایجاد می‌شود که ممکن است باعث ساییدگی شود. همچنین مالش روشی است برای پخش کردن یک مایع یا کرم، تا چیزی نرم شود یا نتیجه دلخواه دیگری به دست آید.

ساده گذشته فعل ماضی
مالیدن مالیده شد مالیده شده است

دوریس کمی کرم به دستش زد تا نرم و لطیف بمانند.
جورج دست‌هایش را به هم مالید تا گرم شوند.
وقتی سامانتا در جنگل قدم می‌زد، پایش به یک بوتهٔ خاردار کشیده شد.
لاستیک عقب دوچرخه‌ام به ترمز می‌ساید و باید آن را تعمیر کنم.
بعضی‌ها فکر می‌کنند مالیدن پای خرگوش باعث خوش‌شانسی می‌شود.
می‌توان از پاک‌کن سر مداد برای از بین بردن اشتباهات روی کاغذ استفاده کرد.
وقتی کسی پشتتان را ماساژ می‌دهد، حس خوبی دارد (به این کار «ماساژ پشت» می‌گویند).
ممکن است آدم‌ها وقتی خسته هستند، چشمانشان را بمالند.
طبیعی است که وقتی جایی از بدنتان ضربه می‌بیند یا آسیب می‌بیند، آن را مالش دهید.

در ادامه چند عبارت و یک شعر کودکانه به انگلیسی می‌آید که از کلمهٔ «rub» استفاده شده است:

او مرا آزار می‌دهد. (یعنی چیزی در مورد او هست که من نمی‌پسندم.)
آه، مشکل همین است. (یعنی مسئله در همین نقطه است.)

Rub-a-dub-dub,
Three men in a tub,
And who do you think they be?
The butcher, the baker, the candlestick maker,
And all of them out to sea.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی که با حرف A شروع می‌شوند سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به ترتیب حروف الفبا، همراه با معنی و مثال مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *