امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Sale به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی چیزی برای خرید موجود است، میگوییم آن چیز «برای فروش» است.
آنها یک خانه برای فروش دارند.
این خودرو برای فروش است.
آیا این قابل خریداری است؟
گاهی کلمه «فروش» به معنی تخفیف و کاهش قیمت است:
این تیشرتها حراج هستند.
آن مغازه روی کفشها فروش ویژه دارد.
این آناناسها با قیمت سه دلار برای هر عدد به فروش میرسند.
آخر هفته در فروشگاه میسی یک حراجی بزرگ برگزار خواهد شد.
انواع مختلفی از فروش وجود دارد:
**فروش گاراژی**: وقتی افراد وسایل اضافه و بیاستفاده خود را از گاراژ خانهشان میفروشند.
**فروش حیاطی**: مشابه فروش گاراژی است، اما توسط کسانی که گاراژ ندارند و در حیاط خانه انجام میشود.
**فروش املاک**: وقتی تمام یا بیشتر وسایل داخل یک خانه به دلیل فوت یا نقلمکان صاحب آن فروخته میشود.
**فروش خیریه**: کلیساها یا سازمانها برای جمعآوری کمک مالی، این فروشها را برگزار میکنند.
**بازار دستدومفروشان**: مکانی که در آن عده زیادی کالاهای قدیمی و کارکرده میفروشند.
**حراجی**: در این روش، کالاها به کسی فروخته میشود که بالاترین قیمت را پیشنهاد دهد.
کلمه «فروش» با کلمات دیگر ترکیب میشود یا به صورت توصیفی به کار میرود:
باب شغلش فروشندگی است.
لیندا یک فروشنده است.
ویکتور امروز بعدازظهر یک تماس فروش باید انجام دهد.
روی بیشتر خریدها مالیات بر فروش تعلق میگیرد.
آگهیهای فروش معمولاً آخر هفتهها در روزنامه چاپ میشوند.
**تیم فروش** گروهی هستند که با هم برای یک شرکت کالا میفروشند.
اگر کسی در **سالن فروش** یک مغازه کار کند، مستقیماً با مشتریان در ارتباط است.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کاملی از واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحه مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شدهاند، مراجعه کنید.