امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Snack به فارسی با مثالهای کاربردی
میانوعده، به غذای کمی گفته میشود که بین وعدههای اصلی مثل صبحانه، ناهار و شام خورده میشود.
یک سیب، یک میانوعده سالم است.
یک شکلات بار، میانوعده سالمی نیست.
لیندا برای فرزندانش میانوعده خرید.
نوارهای تُرتیلا (چیپس تُرتیلا) یک خوراکی میانوعده پرطرفدار هستند.
پیش از آغاز جلسه، به کارمندان میانوعده داده شد.
زیاد میانوعده خوردن باعث میشود فرد به سرعت وزن اضافه کند.
دستگاههای فروش میانوعده، آبنبات، چیپس و دونات میفروشند.
بعضی از افراد فقط میانوعده میخورند.
تام همیشه میانوعده سر کار میآورد. او آنها را در میز کارش نگه میدارد.
از واژه «میانوعده خوردن» نیز میتوان به عنوان یک فعل استفاده کرد:
بچهها موقع تماشای تلویزیون، چیپس سیبزمینی میخوردند.
تماشاگران فیلم دوست دارند هنگام تماشای فیلم، پاپکورن بخورند.
اگر خیلی بین وعدههای غذایی اصلی میانوعده بخورید، وزنتان زیاد میشود.
تام تمام روز را پشت میز کارش میانوعده میخورد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا** مراجعه کنید.