معنی کلمه Thick به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of thick word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

ترجمه کلمه Thick به فارسی با مثالهای کاربردی

وقتی یک چیز فشرده یا سنگین می‌شود، ممکن است از واژه “ضخیم” برای توصیف آن استفاده کنیم. این کلمه برای بیان پهنای یک شیء هم به کار می‌رود. در مقابل ضخیم، کلمه “نازک” قرار دارد.

یخ روی دریاچه شش اینچ ضخامت دارد.
این تخته‌های چوبی دو اینچ ضخامت دارند.
بعد از توفان، یک لایه ضخیم از گل، خیابان‌ها را پوشاند.
هوای گرم مناطق استوایی، مرطوب و سنگین به نظر می‌رسد.
مه غلیظی از روی دریاچه بالا آمد و رانندگی را سخت کرد.
وقتی آرد را به مایع خمیر اضافه می‌کنید، غلیظ می‌شود.
این یک قاچ ضخیم از کیک شکلاتی است.

کلمه “ضخامت” یک اسم است:
تیرهای فولادی در برج‌های بلند باید ضخامت مشخصی داشته باشند تا بتوانند ساختمان را نگه دارند.
ضخامت و انبوهی جنگل، عبور از آن را دشوار می‌کرد.

“ضخیم کردن” چیزی، به معنای افزودن بر غلظت یا قطر آن است و یک فعل محسوب می‌شود.

ساده گذشته فعل ماضی
thicken

غلیظ کردن

thickened

غلیظ شد

thickened

غلیظ شده است

برای غلیظ کردن سس می‌توان از آرد یا نشاسته ذرت استفاده کرد.
وقتی دمای هوا به زیر صفر درجه فارنهایت برسد، لایه رویی دریاچه به سرعت یخ می‌زند.
سیمان پس از آن که سفت و خشک شد، به بتن تبدیل می‌شود.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی که با حرف A شروع می‌شوند سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *