معنی کلمه Trip به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of trip word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم

ترجمه کلمه Trip به فارسی با مثالهای کاربردی

ساده گذشته فعل ماضی
trip

سفر کردن

tripped

سفر کرد

tripped

سفر کرده

اگر روی چیزی پایتان گیر کند و بیفتید، این عمل را trip می‌گویند:
جو روی چیزی پایش گیر کرد و افتاد.
موقع راه رفتن روی این سنگ‌ها مراقب باشید — ممکن است پایتان بلغزد و زمین بخورید.
ماریا روی قسمتی از فرش که شل بود، پایش پیچ خورد.
او تعادلش را از دست داد و قهوه‌اش روی زمین ریخت.

گاهی یک نفر یا یک چیز باعث زمین خوردن شما می‌شود. در این حالت، افتادن تصادفی نیست — بلکه کسی عمداً این کار را کرده است:
دیو با پایش به دوستش گیر داد و او را انداخت زمین.
او در بازی فوتبال، حریفش را از پا درآورد.
چرا پات را جلوی من انداختی و باعث زمین خوردنم شدی؟

اما وقتی کلمهٔ “trip” را به صورت اسم به کار ببرید، معنای آن کاملاً فرق می‌کند. در این حالت، trip به معنای سفر، مسافرت یا حتی یک رفت‌وآمد کوتاه است:
آنها این تابستان به ونزوئلا مسافرت می‌کنند.
باید یک رفت‌وآمد کوتاه به سوپرمارکت داشته باشم.
رزا از مسیر قطار لذت برد.
آیا مسافرت خوبی داشتید؟

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *