امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
ترجمه کلمه Vomit به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “استفراغ” واژهای نیست که کسی دوست داشته باشد بشنود. معمولاً وقتی کسی بیمار است از این کلمه استفاده میشود. وقتی فردی استفراغ میکند، در واقع آنچه در معدهاش است را به بیرون میریزد. دیدن این صحنه برای اغلب مردم ناخوشایند است و حتی بوی آن نیز بسیار آزاردهنده است.
در نمونههای اولیه زیر، “vomit” به صورت یک فعل به کار رفته است:
| ساده | گذشته | فعل ماضی |
| vomit
استفراغ کردن |
vomited
استفراغ کرد |
vomited
استفراغ کرد |
بعضی از افراد بلافاصله بعد از غذا خوردن، غذای خورده شده را بالا میآورند. این حالت ممکن است نشاندهنده یک مشکل در نحوه غذا خوردن آنها باشد.
در یک اتفاق، دختری در راهروی مدرسه حالت تهوع پیدا کرد و بالا آورد. به همین خاطر از سرایدار مدرسه خواستند تا آن محل را تمیز کند.
نلسون تمام شب گذشته را بالا آورده است. او واقعاً حالش بد است.
اگر فردی در هنگام بالا آوردن، خون نیز مشاهده کند، باید هرچه سریعتر به پزشک مراجعه نماید.
پس از پایان یک مهمانی، دیده شد که چند نفر از شرکتکنندگان در حال بالا آوردن هستند.
جالب است بدانید که بعضی از افراد با دیدن استفراغ دیگران، خودشان نیز احساس دلدرد و حالت تهوع میکنند.
در مثالهای زیر، از کلمه “استفراغ” به عنوان یک اسم استفاده شده است:
از سرایدار خواسته شد تا مقداری استفراغ را تمیز کند.
دیدن خون در استفراغ راجر، نشان از یک بیماری جدی داشت.
معمولاً یک روز بعد از برگزاری مسابقات ورزشی بزرگ، میتوان استفراغ را روی زمین مشاهده کرد.
راههای دیگری هم برای بیان این حالت بدون استفاده از کلمه مستقیم “استفراغ” وجود دارد:
روندا میگوید که حس میکند حالش بد میشود (و میخواهد بالا بیاورد).
اگر احساس میکنی که میخواهی بالا بیاوری، سعی کن خودت را به دستشویی برسانی.
جان به محض اینکه از مهمانی خارج شد، بالا آورد. (کلمه “hurl” در اینجا یک اصطلاح غیررسمی است).
سگ من روی تمام روزنامه بالا آورد. (کلمه “barf” یک جایگزین رایج و غیررسمی برای “استفراغ” است.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.