این ضربالمثل درباره فردی به نام “حسنی” است که همیشه کارهایش را به موقع انجام نمیدهد. منظور این است که او به مدرسه نمیرفت، اما در روزهایی که میرفت، اصلاً روزهای معمولی مدرسه نبود؛ بلکه روزهای جمعه بود که مدرسهها تعطیل هستند.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” چراغ از بهر تاریکی نگه دار “ را بخوانید.
در این مقاله معنی ضرب المثل ” با دمش گردو می شکنه “ اطلاعات مفیدی آمده است.
این مثل در واقع به افرادی اشاره دارد که بهانهجو هستند و همیشه برای انجام ندادن کارهایشان یک دلیل غیرواقعی میآورند. آنها یا کاری را شروع نمیکنند یا اگر هم شروع کنند، در زمان و شرایطی این کار را انجام میدهند که بیفایده و بینتیجه است. در حقیقت، این ضربالمثل افرادی را نشان میدهد که تنبلی میکنند و برای فرار از مسئولیت، عذرهای بیمورد میآورند.
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” طبل تو خالی “ سری سر بزنید.

در این نوشته، میخواهیم معنی و مفهوم واقعی یک ضربالمثل کهن ایرانی را با هم مرور کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” مثل بازار شام “ را از دست ندهید.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” اگر بپوشی رختی، نشینی تختی “ را بخوانید.
معنی حسنی به مکتب نمی رفت وقتی می رفت جمعه می رفت یعنی چه؟
1- یعنی وقتی کسی کاری را در زمان نامناسب انجام دهد.
2- به کسی گفته میشود که معمولاً بیکار است، اما ناگهان در زمانی که نباید، دست به کار میزند.
3- به فردی گفته میشود که زمانشناسی نمیکند و بینظم است.
اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” کرم از خود درخته “ به شما کمک خواهد کرد.
مقاله معنی ضرب المثل ” گربه را باید دم حجله کشت “ حاوی اطلاعات جامعی است.
ریشه ضرب المثل حسنی به مکتب نمی رفت
داستان در مورد پسری به نام حسنی است که اصلاً به درس و مدرسه علاقهای نداشت. یک روز، یک مرد پیرهوشمند با او صحبت کرد و برایش از فایدههای یادگیری و ارزش درس خواندن گفت. این حرفها باعث شد حسنی دلش بخواهد به مکتب برگردد. پس با عجله لباسش را پوشید، کتاب و دفترهایش را برداشت و به سرعت به سمت مکتب راه افتاد.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” دایه مهربان تر از مادر “ سر بزنید.
وقتی به جلوی در مکتب رسید، دید در قفل است. هرچه در زد، پاسخی نشنید. مجبور شد همانجا با کتابهایش بنشیند و منتظر بماند تا شاید کسی بیاید و در را باز کند. ساعتی گذشت و چند نفر که برای خرید نان میرفتند، او را جلوی مکتب دیدند. همه تعجب کردند، چون حسنی را هرگز اهل درس نمیدانستند.
آنها با تعجب گفتند: “حسنی به مکتب نمیرفت، وقتی میرفت جمعه میرفت!” و سپس خندیدند و به راه خود ادامه دادند. این اتفاق، ریشهی اصلی این ضربالمثل شد.
(در گذشته به مدرسه، مکتب میگفتند)
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” آتش بیار معركه “ ادامه دهید.