همه چیز در مورد مفهوم این ضربالمثل: «دعوا سر لحاف ملا نصرالدین»
میگویند روزی ملا نصرالدین، لحافی داشت که روی آن نقش و نگار زیبایی دیده میشد. یک شب، دو نفر از همسایههایش به خانه او آمدند. هر دو، همزمان ادعا کردند که این لحاف مال آنهاست و قبلاً متعلق به خانوادهشان بوده است.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” آسمان ریسمان به هم بافتن “.
بین این دو نفر، جر و بحث و درگیری شدیدی شروع شد. هر کدام دلیل میآوردند و سعی میکردند ثابت کنند که لحاف، سهم اوست. ملا نصرالدین که دید بحث آنها تمامی ندارد، وسط دعوا پرید و گفت: «بس است! من خودم راه حل دارم.»
سپس قیچی بزرگی آورد و لحاف را از وسط به دو نیم کرد و به هر یک از آن دو، یک تکه از آن را داد. با این کار، دعوا تمام شد، اما در واقع، هیچکس برنده نشد؛ چون لحاف زیبا دیگر به هیچ دردی نمیخورد و از بین رفته بود.
این داستان به ما چه میگوید؟
ضربالمثل «دعوا سر لحاف ملا نصرالدین» اشاره به مشاجرهها و جنگهای بیفایدهای دارد که در نهایت، به ضرر همه تمام میشود. یعنی گاهی افراد آنقدر سر یک موضوع کوچک یا یک مالکیت با هم دعوا میکنند که در پایان، آن چیز ارزشمند را نابود میکنند و هیچکس سودی نمیبرد.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است “ را بخوانید.

در این بخش، به بررسی معنی، مفهوم و پیشینه این ضربالمثل ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” شش ماهه به دنیا آمدن “ سر بزنید.
در صورت علاقهمندی، مطلب معنی ضرب المثل ” خر مقدس بودن “ را از دست ندهید.
توصیه میکنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” پز عالی، جیب خالی “ را حتماً بخوانید.
توصیه میکنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” غزل خداحافظی را خواندن “ را حتماً بخوانید.
توصیه میکنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” جان به عزرائیل نمی دهد “ را مطالعه کنید.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” دو قورت و نیمش باقی است “ سر بزنید.
دعوا سر لحاف ملا بود یعنی چی؟
۱- یعنی در کاری که به او ربطی نداشت، دخالت کرد و به خاطر این کار، صدمه دید.
۲- اغلب این ضربالمثل زمانی استفاده میشود که فردی که آسیب دیده است، احساس میکند آن آسیبی که به او رسیده، سزاوارش نبوده است.
داستان و ریشه ضرب المثل
در داستانی از ملا نصرالدین نقل شده که او در خواب بود و پتوی خود را به دور خود پیچیده بود. ناگهان صدای بلندی از خانه همسایه شنیده شد. همسرش به او گفت: بلند شو و برو ببین در کوچه چه اتفاقی افتاده است. آدم نباید نسبت به مشکل همسایه خود بیتوجه باشد.
ملا پتو را روی شانههایش انداخت و به سمت کوچه رفت. متوجه شد که دزدی به خانه همسایه وارد شده بود، اما نتوانسته بود چیزی بدزدد و فرار کرده بود. هوا بسیار سرد بود و ملا در گوشهای ایستاده بود. دزد که پشت دیوار پنهان شده بود، همین که پتوی ملا را دید، آن را ربود و فرار کرد.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” آتیش زده به مالش “ را از دست ندهید.
وقتی ملا به خانه برگشت، همسرش پرسید: چه خبر شد؟ آن همه سر و صدا در خانه همسایه برای چه بود؟ ملا پاسخ داد: هیچ! بحث بر سر پتوی ملا بود! یعنی دقیقاً از جایی آسیب دیدم که هیچ ارتباطی به من نداشت!
ضرب المثلهای ایرانی بیشتری بخوانید
اختصاصی-یافتو