در زندگی روزمره، گاهی با افرادی روبرو میشویم که درخواست یا پیشنهادی دارند که انجامش واقعاً سخت یا غیرممکن است. برای توصیف این موقعیت، در زبان فارسی ضربالمثل زیبایی وجود دارد که میگوید: «عطایش را به لقایش بخشیدم».
**معنی و مفهوم اصلی**
اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” عروس تعریفی آخرش شلخته در می آید “ به شما کمک خواهد کرد.
معنای این حرف این است که شخصی چیزی را میخواهد که اصلاً در توان و امکان ما نیست، یا انجام آن برایمان بسیار دشوار است. در این شرایط، به جای اینکه مستقیم بگوییم “نه” یا “نمیتوانم”، با مهربانی و ادب میگوییم: “باشد، قبول. عطایش را به لقایش بخشیدم”. این یعنی من آنقدر بخشنده و بزرگوارم که حتی چیزی را که در آیندهٔ بسیار دور (لقا) ممکن است به تو بدهم، همین الان (عطا) به تو بخشیدم! در واقع این جمله یک “بله” مودبانه اما غیرواقعی است و نشان میدهد که خواستهٔ طرف مقابل آنقدر غیرعملی است که فقط میتوان در عالم حرف و خیال آن را پذیرفت.
این ضربالمثل معمولاً با لبخند و طنز به کار میرود و برای رد کردن مودبانه و دوستانهٔ یک درخواست غیرمنطقی استفاده میشود.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” جلز و ولز کردن “ پیدا کنید.
توصیه میکنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه “ را مطالعه کنید.
**داستان پشت ضربالمثل**
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” سرم را بشکن، نرخم را نشکن “ ادامه دهید.
میگویند این حکایت از یک مرد کشاورز میآید که یک الاغ داشت. یک روز که هوا بسیار گرم بود، کشاورز سوار بر الاغش به سمت خانه میرفت. در راه، از کنار یک مزرعهٔ خربزه رد میشد. خربزهها آنقدر آبدار و رسیده به نظر میرسیدند که الاغ وسوسه شد و بدون اجازه، سری به داخل مزرعه برد و یک خربزهٔ بزرگ را خورد.
صاحب مزرعه که متوجه این قضیه شد، با خشم نزد کشاورز آمد و شروع به اعتراض کرد و خسارت خربزه را خواستار شد.
اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” جانماز آب کشیدن “ به شما کمک خواهد کرد.
کشاورز که مرد فقیری بود، پولی برای پرداخت نداشت. او با التماس از صاحب مزرعه تقاضای بخشش کرد و گفت: “من الان پولی ندارم، اما قول میدهم در آینده پولت را بدهم.”
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” توی هچل افتادن “ مراجعه کنید.
صاحب مزرعه که عصبانی بود، نپذیرفت و گفت: “نه! باید همین الان پول مرا بدهی.”
کشاورز دست به دعا برداشت و گفت: “خدایا، من این بدهی را میپذیرم، اما از تو میخواهم که پولش را در روز قیامت (روز لقا) به او بپردازی.”
یعنی کشاورز گفت: “خدایا، عطای این بدهی (پول خربزه) را به لقایش (روز قیامت) بخشیدم.”
این داستان نشان میدهد که چگونه فردی به دلیل نداشتن امکان پرداخت در لحظه، پرداخت بدهی را به زمانی نامعلوم و دور موکول میکند. به مرور زمان، این عبارت به صورت ضربالمثل درآمد و برای رد کردن مودبانهٔ درخواستهای غیرمنطقی استفاده شد.

در این بخش، به بررسی معنی، مفهوم و داستان پشت این ضربالمثل ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” صدا از ته چاه بر آمدن “.
معنی ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشیدم چیست؟
۱- یعنی وقتی دیدم ضرر و زیانش بسیار زیاد است، از سود کم آن چشم پوشیدم و کنار کشیدم.
۲- معمولاً این ضربالمثل زمانی به کار میرود که چیزی هم فایده داشته باشد و هم زیان. انسان خردمند وقتی ببیند ضرر چیزی از سودش بیشتر است، از آن میگذرد و آن را رها میکند.
مقاله معنی ضرب المثل ” با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” با یک من عسل هم نمیشه خوردش “ را از دست ندهید.
معنی کلمات
عطا: به معنای بخشیدن و هدیه دادن است.
لقا: به معنای ملاقات و دیدار است.
◊ در زبان عربی، وقتی مردم میخواهند با هم خداحافظی کنند یا بگویند “به امید دیدارت”، از عبارت “إلی اللِّقاء” استفاده میکنند.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” صد رحمت به دزد سرگردنه “ را بخوانید.
حدیث امام علی علیه السلام
امیرمؤمنان علی علیه السلام در این زمینه جملهی بسیار پرمعنایی دارد. ایشان میفرمایند:
**فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَيْرِ أَهْلِهَا**
یعنی: از دست دادن خواستهات، آسانتر از این است که آن را از افراد ناشایست درخواست کنی.
درست مثل همان ضربالمثلی که میگوید: گاهی بهتر است چشممان را روی خواستهمان ببندیم، اما دست نیاز به سمت کسانی دراز نکنیم که ارزش این لطف را ندارند.
داستان ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشیدم
پیرمردی با ایمان و دانش بسیار، روزگار سختی را میگذراند و زندگیاش به فقر و تنگدستی کشیده شده بود. یکی از دوستانش به او پیشنهاد داد: “در این شهر، مرد پولداری زندگی میکند که همه نیازمندان نزد او میروند و مشکلات خود را با او در میان میگذارند. بهتر است ما هم به دیدارش برویم، شاید کمکی به تو هم بکند.”
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” پنبه از گوش درآوردن “ پیدا کنید.
پیرمرد که راه دیگری پیش رو ندید، با دوستش به خانه آن ثروتمند رفت. وقتی وارد کاخ مجلل او شدند، پیرمرد متوجه شد که مرد ثروتمند چهرهای متکبرانه دارد و با نیازمندان و اطرافیانش مانند برده رفتار میکند، گویی آنها بندهی او هستند و او صاحب اختیارشان!
پیرمرد از این وضعیت بسیار ناراحت شد و با ناراحتی به همراه خود گفت: “بیا برگردیم، من بخشش او را به ازای تحقیرش بخشیدم!” یعنی هر سود و کمکی که ممکن بود از او به من برسد، در برابر خواری و کوچکیای که باید تحمل میکردم، ارزش نداشت.
به بیان دیگر: عزت نفس من آنقدر ارزشمند است که آن را با درخواست از کسی که شایسته نیست، خدشهدار نکنم.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” با مردم زمانه سلامی و والسلام “ را از دست ندهید.