این ضربالمثل برای زمانی به کار میرود که کسی بخواهد در میان گروهی از افراد متخصص و ماهر، خودش را به عنوان یک فرد بسیار دانا و کاربلد نشان دهد؛ در حالی که واقعاً چنین نیست.
مثلاً تصور کنید در یک جمعی مهندسان و متخصصان کامپیوتر، شخصی که اطلاعات بسیار کمی دارد، شروع به اظهارنظرهای پیچیده و دادن راهحلهای نادرست کند. در این شرایط میگویند: “او انگار میان پیغمبرها جرجیس را پیدا کرده”. این جمله به طعنه و کنایه میگوید که آن شخص دارد در جمع افراد حرفهای، خود را بزرگتر و داناتر از همه جلوه میدهد.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” پشت گوش انداختن “ مراجعه کنید.
ریشه این عبارت به داستان حضرت جرجیس (یکی از پیامبران) برمیگردد. این مثل زیبا به ما یادآوری میکند که در هر جمعی باید فروتن بود و به تخصص دیگران احترام گذاشت، نه اینکه مانند آن فرد در جمع پیامبران، ادعای بزرگی کنیم.

در این نوشته، با مفهوم و ریشهی این ضربالمثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” با لباس سفید میآید با کفن سفید میرود “ را مطالعه کنید.
معنی میان پیغمبرها جرجیس را پیدا کرده یعنی چه؟
1- یعنی برای رسیدن به خواستهاش، از هر راهی —حتی اگر اسم پیامبری را ببرد که اصلاً او را نمیشناسد— استفاده میکند!
2- این ضربالمثل را وقتی به کار میبرند که کسی در پاسخ به پرسش دیگران، جوابی غیرمنتظره یا نامربوط میدهد. چون حضرت جرجیس از پیامبران بنیاسرائیل است و داستانهای کمی از او نقل شده، به همین دلیل کمتر شناخته شده است.
3- این عبارت را در مورد کسی به کار میبرند که در انتخابهایش دقت نمیکند و معمولاً گزینههای نامناسبی برمیگزیند.
داستان ضرب المثل
این حکایت درباره خروس و روباه است. روباهی که سخت گرسنه بود، در راهش خروسی را دید که مشغول خوردن دانه بود. از شدت گرسنگی، بیدرنگ به خروس حمله کرد و او را با دندانش گرفت. در تمام مسیر، خروس داد میزد و کمک میخواست، اما روباه گرسنه به هیچ وجه به نالههای خروس توجهی نمیکرد.
خروس مدام تلاش میکرد تا با حیله از چنگ روباه فرار کند. مثلاً میگفت: «من خیلی لاغرم، بگذار بروم غذای بیشتری بخورم تا چاق شوم، آن وقت خودم را به تو تقدیم میکنم.»
روباه که خروس را محکم گرفته بود و به حرفهایش گوش میداد، در دلش میخندید و میفهمید که خروس قصد فرار دارد. باز هم خروس التماس میکرد: «اگر مرا آزاد کنی، حاضر هستم هر کاری برایت انجام دهم. من هنوز جوان و قدرتمندم. لطف کن و مرا رها کن، هرگز محبتت را فراموش نخواهم کرد.»
اما روباه از این حرفها فریب نمیخورد! خروس که دید روباه مصمم است او را بخورد، نقشه دیگری کشید و فکر کرد این بار موفق خواهد شد.
به روباه گفت: «حالا که تصمیم داری مرا بخوری، باشه، حرفی ندارم؛ اما قبل از آن یک وصیت دارم و تو را قسم میدهم که آن را انجام دهی.» روباه با تکان دادن سرش موافقت کرد. خروس ادامه داد: «میخواهم پیش از خوردن من، نام یکی از پیامبران را بگویی تا روح من آرام شود و سپس با آسودگی از دنیا بروم.»
روباه که بسیار زیرک بود، به دنبال نام پیامبری گشت که برای گفتنش مجبور نباشد دهانش را زیاد باز کند و خروس فرار کند! نامی به ذهنش رسید. پیش از خوردن خروس، با دهانی تقریباً بسته گفت: «جرجیس!»
خروس که دیگر هیچ امیدی به نجات نداشت، با خشم گفت: «از میان همه پیامبران، جرجیس را انتخاب کردهای؟!» اشک در چشمانش حلقه زد و از دنیا رفت.
در این مقاله معنی ضرب المثل ” با دوستان مرّوت، با دشمنان مدارا “ اطلاعات مفیدی آمده است.