معنی کلمه Barf به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of barf word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

ترجمه کلمه Barf به فارسی با مثالهای کاربردی

استفراغ به حالتی می‌گویند که محتویات معده از طریق مری بالا می‌آید و از دهان خارج می‌شود. این اتفاق برای تقریباً همه افراد می‌افتد، اما معمولاً صحبت کردن درباره آن خوشایند نیست. کلمه “barf” معمولاً زمانی به کار می‌رود که فرد واقعاً بیمار باشد:

یک دانش‌آموز سر کلاس استفراغ کرد و به دلیل بیماری به خانه فرستاده شد.
حتماً مریض است چون استفراغ کرده.
تاد بعد از اینکه تمام شب نوشید، وقتی به خانه رسید استفراغ کرد.
به نظر می‌رسد بوی استفراغ می‌آید.
کف اتاق پر از استفراغ است. (در این جمله کلمه “barf” به عنوان اسم به کار رفته است.)

کلمه “barf” یک واژه محاوره‌ای و گاهی اغراق‌آمیز است که در موقعیت‌های غیررسمی استفاده می‌شود:

از دیدن این حالم به هم می‌خورد.
طعم این غذا مثل استفراغ است.
اه، چه حال به هم خوری!

واژه‌های دیگری مثل puke، upchuck و spew نیز معادل “barf” هستند، اما این کلمات نیز غیررسمی و نامؤدبانه محسوب می‌شوند.
راه مؤدبانه برای اشاره به استفراغ کردن، گفتن این است که فرد “حالش بد شده” یا “مریض شده”:

او توی کلاس استفراغ کرد. (غیررسمی)
او در کلاس حالش بد شد. (مؤدبانه)
او گفت که نزدیک است استفراغ کند. (غیررسمی)
او گفت که حس می‌کند حالش بد شده. (مؤدبانه)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *